مقدمه
مکلف باید مسائلی را که انجام تکالیف شرعی روزمره وابسته به دانستن آن است فرا بگیرد، مانند مسائل اصلی نماز و روزه و طهارت و برخی معاملات و غیر آن، و اگر یاد نگرفتن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد گناهکار خواهد بود.
توجه: مکلف به کسی گفته میشود که واجد شرایط تکلیف باشد. و شرایط تکلیف[1] عبارتند از:
۱. بلوغ: بلوغ، پدیدۀ مبارکی است که انسان در سایۀ آن این شایستگی را پیدا میکند که مورد توجّه خطاب الهی قرار گیرد و رعایت دستورات و فرمانهای الهی بر او واجب شود و ارتکاب اموری که از آن نهی شده بر او حرام گردد و با انجام وظایف دینی به خداوند متعال تقرّب جوید و در امتحان بندگی و تسلیم، سرافراز و سربلند گردد. دین مبین اسلام، نشانههایی را برای بلوغ بیان نموده است که توضیح آن در ادامه ذکر میشود.
۲. عقل: عقل توان فکری مکلّف است و فردی که مجنون و دیوانه است و از نظر فکری دارای توان لازم نیست، از نظر اسلام تکلیفی ندارد و تا چراغ عقل در درون انسان روشن نشده و قدرت تشخیص ایمان و کفر، حقّ و باطل، واجب و حرام را ندارد، تکلیفی به عهدۀ او نیست. عقل و توان فکری انسان، مبنا و معیار محاسبه و مؤاخذۀ الهی است.
از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: «در روز قیامت، خداوند به اندازۀ عقلی که در دنیا به بندگان داده است، در رسیدگی به حساب آنان دقّت به خرج میدهد»[2]
۳. قدرت: یعنی توانایی برای انجام کاری است که خداوند آن را از انسان خواسته است. قرآن کریم در اینباره میفرماید: «لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إلّا وُسْعَها»[3]؛ خداوند هیچ کس را جز به اندازۀ توانش تکلیف نمیکند. در حدیث نقل شده است که حضرت امام حسین(علیه السلام) دربارۀ این شرط میفرمایند: «خداوند طاقت کسی را نگرفت، مگر آنکه طاعت خود را از او برداشت و قدرت کسی را سلب نکرد، مگر اینکه تکلیف خود را از او برداشت»[4]
نشانههای بلوغ
در پسران
نشانههای شرعی بلوغ در پسران چیست؟[5]
- نشانه های بلوغ: ۱. روییدن موی درشت زیر شکم بالای عورت(شرمگاه). ۲. احتلام (بیرون آمدن منی). ۳. تمام شدن ۱۵ سال قمری در پسر. هر سال قمری ۱۰ روز و ۲۱ ساعت و ۱۷ ثانیه کمتر از سال شمسی است. (امام خامنهای)
- نشانه بلوغ در پسر یكی از چهار مورد زیر است: اول: روییدن موی درشت در زیر شكم، بالای عورت. دوم: روییدن موی درشت در صورت و پشت لب. سوم: بیرون آمدن منی، چه در خواب و چه در بیداری. چهارم: تمام شدن پانزده سال قمری. برای تبدیل سال شمسی به قمری در پسران، کافی است 162 روز از اتمام 15 سال شمسی کم کنند. (آیت الله سیستانی)
- یکی از نشانه هاى بلوغ در پسران كامل شدن 15 سال قمرى و وارد شدن در 16 سالگى است؛ هر سال شمسى 11 روز بيشتر از سال قمرى است بنابر اين با محاسبه اين تفاوت و احتساب سال كبيسه، زمان بلوغ در پسران به سال شمسى حدوداً 14 سال و 6 ماه و 20 روز مىباشد. دیگری بيرون آمدن منى و آخری روييدن موى درشت بالاى عورت که هر کدام زودتر ظاهر شود فرد بالغ شده است. (آیت الله مکارم)
روییدن مو زیر بغل و درشت شدن صدا
آیا روییدن مو در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند اینها در پسران، نشانه بالغ شدن است؟[6]
- خیر نشانه بلوغ نیست. (آیت الله سیستانی)
- درشت شدن صدا و روییدن موى درشت در صورت و پشت لب و مانند آن، دلیل بر بلوغ پسران نیست، مگر این که از این راه یقین به بالغ شدن حاصل شود. (آیت الله مکارم)
در دختران
نشانههای شرعی بلوغ در دختران چیست؟[7]
- نشانه های بلوغ: ۱. روییدن موی درشت زیر شکم بالای عورت(شرمگاه). ۲. احتلام (بیرون آمدن منی). ۳. تمام شدن ۹ سال قمری در دختر. هر سال قمری ۱۰ روز و ۲۱ ساعت و ۱۷ ثانیه کمتر از سال شمسی است. (امام خامنهای)
- نشانه بلوغ در دختر، تمام شدن نُه سال قمری است؛ برای تبدیل سال شمسی به قمری در دختران، کافی است97 روز از اتمام 9 سال شمسی کم کنند. (آیت الله سیستانی)[8]
- یکی از نشانه هاى بلوغ در دختران كامل شدن 9 سال قمرى و وارد شدن در 10 سالگى است. هر سال شمسى 11 روز بيشتر از سال قمرى است بنابر اين با محاسبه اين تفاوت و احتساب سال كبيسه، زمان بلوغ در دختران 8 سال و 8 ماه و 25 روز مى باشد. دیگری بيرون آمدن منى و آخری روييدن موى درشت بالاى عورت که هر کدام زودتر ظاهر شود فرد بالغ شده است. (ایت الله مکارم)
بزرگ شدن پستان
آیا رشد جسمانی بعضی از اعضای در دختران دلالت بر بلوغ آنها می کند؟[9]
- رشد جسمانى، مانند افزایش طول قد، بزرگ شدن پستانها، باسن ها و مانند آن، علامت بلوغ (دختران) محسوب نمى شود. (آیت الله مکارم)
حکم خون قبل از 9 سالگی
اگر دختری قبل از بلوغ خون ببیند آیا می تواند علامت بلوغ باشد؟[10]
- خونی که دختر قبل از اتمام نه سالگی میبیند علامت شرعی بلوغ نیست. (حضرت امام، امام خامنه ای، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم)
مراتب بلوغ
بلوغ به حسب ادّله شرع، چهار مرحله دارد:
الف) بلوغ به معناى سنّ تکلیف و رعایت واجب و حرام و انجام نماز و مانند آن. (بلوغ در مانحن فیه)
ب) بلوغ به معناى آمادگى براى روزه، بطورى که مایه ضرر و زیان و بیمارى پسران و دختران نشود.
ج) بلوغ براى ازدواج، بطورى که دختران از نظر جسمى آمادگى کافى داشته باشند، و خطر إفضاء و نقائص دیگرى در کار نباشد.
د) بلوغ و رشد براى مسائل اقتصادى و مالى، بطورى که در معاملات مغبون نشوند. (آیت الله مکارم)[11]
حکم ممیز غیر بالغ
آیا ممیز غیر بالغ از لحاظ شرعی مکلف است؟[12]
- بچّۀ نابالغ مُمیّز، هرچند مکلّف به احکام شرعی نیست، ولی در برخی موارد، مسائل و احکام ویژهای در مورد وی وجود دارد که در قسمتهای مختلف رساله بیان شده است:
مانند صحیح بودن تقلید وی با توضیحاتی[13]؛ پذیرفته شدن حرف بچّۀ مُمیّز در مورد پاک یا نجس شدن اشیائی که در اختیار دارد با توضیحاتی[14]؛ صحیح بودن نماز وی با توضیحاتی[15] ؛ لزوم پاسخ به سلام بچّۀ مُمیّز حتّی در بین نماز[16]. (مشهور مراجع تقلید)
ملاک تشخیص ممیّز بودن
منظور از بچه ممیّز در عبارات فقها چیست؟[17]
- مميز كسى است كه خوب و بد را تشخيص مىدهد و سن تمييز به تبع اختلاف اشخاص در استعداد و درك و هوش مختلف است و تشخيص اينگونه امور به عهده شخص مكلف مىباشد. (امام خامنه ای)
- «ممیّز» در هر یک از موضوعات احکام، فردی است که نسبت به آن موضوع، درک و فهم و توانایی تشخیص داشته باشد و محقّق شدن این معنا در موضوعات و موارد مختلف، متفاوت است؛ مثلاً ممیّز در مورد «نماز»، فردی است که نماز را درک میکند و میداند نماز، نوعی عبادت و ارتباط با خدای متعال است و با گفتار و حرکات مشابه آن فرق دارد؛ ممیّز در موضوع «خرید و فروش»، فردی است که بفهمد این کار معامله است و موجب ردّ و بدل شدن دو مال در مقابل یکدیگر میشود؛ پس ممکن است فردی در یکی از موضوعات ممیّز باشد و در موضوع دیگر ممیّز نباشد. (آیت الله سیستانی)
- سن تمییز زمانی است که مسایل جنسی را درک کند و بچه ها مختلف هستند و حجاب زن در برابر طفل ممیز احتیاط مستحب است. (آیت الله مکارم)
راههای شناخت احکام
مکلف برای شناخت احکام دین و عمل به آنها سه راه دارد:
۱. اجتهاد. ۲. احتیاط. ۳. تقلید. [18]
اجتهاد
تعریف
«اجتهاد» در لغت بهمعنای تلاش تا سرحد توانایی است؛ بهگونهایکه با تحمل رنج همراه باشد. در اصطلاح فقه عبارت است از: بهکارگرفتن تلاش خویش در راه بهدستآوردن احکام شرعی از راهها و منابع مربوط به آن.
اقسام اجتهاد
اجتهاد از یک نظر بر دو قسم است:
۱. اجتهاد مطلق: اجتهادی را گویند که صاحب آن در تمام ابواب فقهی دارای توانایی فتوا و نظر اجتهادی است. صاحب اجتهاد مطلق را «مجتهد مطلق» نامند.
۲. اجتهاد متجزی: به اجتهادی گفته میشود که صاحب آن در برخی از ابواب فقهی، مثل نماز و روزه دارای توانایی فتوا و نظر اجتهادی است. صاحب اجتهاد تجزی را «مجتهد متجزی» میگویند. (امام خامنه ای)[19]
تقلید از مجتهد متجزی
آیا از مجتهد متجزی می شود تقلید کرد؟[20]
- تقلید از مجتهد متجزی در موضوعی که اجتهاد دارد، جایز است (حضرت امام و امام خامنه ای).
- مجتهد متجزی میتواند به فتوای خودش عمل کند و برای دیگران هم درصورتیکه مقدار معتدٌبه از احکام را بداند، عمل به فتوای ایشان جایز است؛ مگر اینکه علم پیدا کنیم فتوای ایشان مخالف مجتهد اعلم یا مخالف فتوای کسی است که با ایشان مساوی است (آیت الله سیستانی).
- تقلید از مجتهدی که در بعضی از ابواب اجتهاد دارد خالى از اشکال نیست. (آیتاللهمکارم).
وجوب اجتهاد
- اجتهاد، واجب کفایی است و اگر افرادی (به قدر کفایت) بر این امر اقدام کردند، تکلیف از دیگران ساقط است. (حضرت امام).[21]
کسی که اهلیت فتوا ندارد
- کسیکه اهلیت فتوادادن ندارد (غیرمجتهد)، فتوادادن بر او حرام است. (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم)[22]
احتیاط
مراد از احتیاط
مراد از احتیاط چیست؟[23]
- مراد از احتیاط در مواضع آن، رعایت همۀ احتمالات فقهى است؛ بهطورىکه مکلف مطمئن شود به وظیفۀ خود عمل کرده است. (امام خامنه ای).
- مثلاً اگر عدّهای از مجتهدین عملی را حرام میدانند و عدّه دیگر میگویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب میدانند، آن را به جا آورد. پس كسانی كه مجتهد نیستند و به احتیاط هم نمیتوانند عمل كنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند. (آیت الله سیستانی)
- يعنى در اعمال خود طورى رفتار نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلًا اگر بعضى از مجتهدين كارى را حرام و بعضى مباح مىدانند آن را ترك كند و يا اگر بعضى، آن را مستحب و بعضى واجب مى دانند آن را حتماً به جا آورد، ولى چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطّلاعات نسبتاً وسيعى از مسائل فقهى دارد، راه براى توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنهاست. (آیت الله مکارم)
کسانی که می توانند احتیاط کنند
چه کسانی می توانند احتیاط کنند؟
- عمل به احتیاط برای همه جایز است؛ ولی باید مواضع احتیاط را بشناسد و البته افراد اندکی این مواضع را میشناسند؛ چون شناخت آنها کار دشواری است و مستلزم اطلاع کامل دربارۀ کیفیت آن (در احتیاط، انسان باید مجتهد باشد یا در همین احتیاطش، تقلید کند) (حضرت امام).[24]
- چون عمل به احتیاط مستلزم شناسایى مواضع و چگونگى احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر این است که مکلف در احکام دین از مجتهد جامعالشرایط تقلید کند (امام خامنه ای ).
- اقوا جواز ترک تقلید و عمل به احتیاط است؛ ولی معرفت مواضع احتیاط غالباً برای عوام متعذر یا متعسر است (آیت الله سیستانی).
- کسىکه مىخواهد احتیاط کند، باید مجتهد باشد یا در اصل جواز عمل به احتیاط و عدم آن از مجتهد تقلید کند (آیت الله مکارم).
احتیاط به یکی از روشهای زیر است:
- انجامدادن عملی؛
- ترک عملی؛
- جمعکردن دو عمل؛ مانند جمع بین نماز ظهر و جمعه، جمع بین قصر و اتمام؛
- تکرار عمل؛ مانند به چند جهت نمازخواندن در جایی که قبله معلوم نیست؛
- ترک احتیاط: مثلاً در تسبیحات اربعه احتیاط این است که سه مرتبه گفته شود؛ اما درصورتیکه وقت تنگ باشد و بهعلت سه مرتبه گفتن، بعض نماز خارج از وقت خوانده شود، احتیاط، بلکه لازم، ترک این احتیاط است (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).[25]
تقلید
تعریف
- تقلید بهمعنای دنبالهروی است و در اصطلاح فقهی، یعنی عملکردن به آنچه مجتهد در مسائل شرعی فتوا میدهد.
- مقلد کسی است که از حاصل تلاش علمی مجتهد استفاده میکند و مسئولیت درستی و نادرستی استنباط احکام را بر عهدۀ مجتهد میگذارد.
ضرورت
- تقلید بهمعناى رجوع غیرمتخصص به متخصص است. به همان دلیل که در مسائل طبى به طبیب و در مسائل ساختمانى به مهندس ساختمان و در سایر کارها به اهل خبرۀ آن مراجعه مىکنیم. در احکام اسلام نیز باید به فقیه مراجعه کنیم. فقیه متخصص در دین است. قرآن مجید مى فرماید: فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذِّكْرِ اِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (اگر چیزى را نمىدانید، از اهل اطلاع سؤال کنید.)
نظراتی که یک مجتهد در توضیح المسائل خویش ذکر میکند به طور اجمالی به سه صورت میباشد: الف. فتوی ب. احتیاط واجب یا احتیاط لازم ج. احتیاط مستحب.[26]
محدودۀ تقلید[27]
الف) تقلید در اصول دین جایز نیست. (اجماع)
ب) تقلید در فروع دین:
- تقلید در ضروریات دین؛ مانند اصل وجوب نماز و روزه: نیاز نیست (اجماع)
- غیر ضروریات دین: واجب است. (اجماع)
- تقلید در واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات واجب است (مشهور مراجع) (البته تفصیلاتی دارد که در بحث «تقلید در احکام پنج گانه» بیان میشود)
- در موضوعات بهعهدۀ خود مکلف است (حضرت امام، امام خامنه ای و آیت الله مکارم) که توضیح آن در ادامه می آید.
نظر مرجع تقلید در موضوعات محضه یا صرفه[28]
- میزانِ تشخیص موضوعات محضه عرف است و اگر بین مجتهد و مقلد اختلاف باشد، باید از عرف، نظرخواهى کنند و اگر هریک مدعى است که عرف چنین است، هریک به نظر خود عمل کند. (حضرت امام)
- تشخیص موضوع محضه، به نظرِ خود مکلف موکول است و متابعت از مجتهد در تشخیص آن واجب نیست؛ مگر اینکه به آن تشخیص اطمینان پیدا کند یا موضوع از موضوعاتى باشد که تشخیص آن به استنباط نیاز دارد. (امام خامنه ای، آیت الله مکارم).
نظرات یک مجتهد در توضیح المسائل
الف) فتوا
- عباراتی مانند «واجب است، حرام است، جایز است، جایز نیست، اقوی این است، اظهر این است، ظاهر این است، اقرب این است، بعید نیست» فتوی محسوب میشود که مقلّد بر طبق آن عمل مینماید و اگر مجتهد اعلم در مسألهای فتوی دهد، مقلِّد نمیتواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر عمل كند. [29]
الفاظ دال بر فتوا
- برخی از الفاظ فتوا عبارتند از: ۱. بعید نیست. ۲. الاقوی ذلک و ان لم یخل عن اشکال. ۳. بنا بر اقوا. ۴. یجب علی اشکال. ۵. لا اشکال فیه. ۶. اقوا. ۷. اظهر آن است. ۸. اقوا آن است. ۹. حرام است. ۱۰. جایز است، جایز نیست. [30]
الفاظ زیر فقط در جامع المسائل آیتاللهفاضل ذکر شده است:
- ۱. محل اشکال، بل عدم الاعتبار لا یخلو من قوة. ۲. بعید است. ۳. لا تخلو من الاشکال و ان لا تخلو من قوة. ۴. لازم است. ۵. بنا بر اظهر. ۶. الاحوط کذا، بل لا یبعد ذلک. ۷. فیه نظر بل منع. ۸. محل نظر بل منع. ۹. بل الظاهر العدم. ۱۰. کفایتها لا تخلو عن قوة. ۱۱. لا یبعد. ۱۲. باید. ۱۳. فیه نظر بل منع. ۱۴. خالی از وجه نیست. ۱۵. بل لا یخلو عن قوة. ۱۶. الاشتراط لا یخلو عن وجه بل عن قوة. ۱۷. فیه اشکال بل منع. ۱۸. هو الاقرب. ۱۹. و ان کان فی غایة البعد ۲۰. یجب علی تأمل. ۲۱. ظاهراً. ۲۲. فی ثبوتها بالعدل الواحد اشکال بل منع.[31]
فرق حکم و فتوا[32]
- فتوا عبارت است از بیان حکم کلی شرعی، مثلاً مجتهد بعد از بررسى مستندات شرعى فتوا مى دهد به حرام بودن شراب. ولى حكم عبارت است تطبيق حكم فتوا بر مصاديق، مثل اينکه فقيه حکم کند به وجوب جهاد در تاريخ فلان. علاوه بر اين فتوا فقط در حوزه خودِ مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم الاجرا است و تنها بر آنها حجت شرعی و تکلیفآور است، در حالی که حکم حاکم اسلامی بر همه مردم و مقلّدان همه فقها و مراجع و حتی بر خود فقها و مراجع دیگر نیز لازم الاطاعة است. (امام خامنه ای)
- فتوا آن است که چیزی را از ادله شرعیه درباره تکالیف استفاده کنند و حکم حاکم آن است که بعضی از مصادیق مهم را تشخیص دهد و مردم را بر آن مصداق الزام نماید مانند حکم به تحریم تنباکو از سوی مرحوم میرزای شیرازی. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب «انوارالفقاهه» ما مراجعه نمایید. (آیت الله مکارم).
ب) احتیاط واجب
وظیفه مکلف در جایی که مرجع در مسئله احتیاط کرده باشد چیست؟[33]
- اگر مجتهد أعلم (مرجع تقلید فرد) در مسألهای فتوی ندهد و بفرماید احتیاط آن است كه فلان طور عمل شود، مقلِّد یا باید به این احتیاط كه احتیاط واجب یا احتیاط لازم نام دارد عمل كند و یا در این مسأله به فتوای مجتهد دیگری، با رعایت الأعلم فالأعلم[34]، عمل نماید. به عنوان مثال:
الف. اگر مجتهد اعلم بفرماید: احتیاط واجب آن است كه نمازگزار در ركعت اوّل و دوم نماز بعد از حمد یک سوره بخواند، مقلِّد یا باید به این احتیاط عمل كند و یا به فتوای مجتهد دیگری، با رعایت الأعلم فالأعلم، عمل نماید. پس اگر مجتهد دیگر فقط خواندن حمد را كافی بداند، فرد میتواند در این مسأله از او تقلید نموده و خواندن سوره را ترک كند.
ب. اگر مجتهد اعلم بفرماید: بنابر احتیاط واجب شیئی که فرد میخواهد بر آن تیمّم کند گرد و غباری داشته باشد که به دست بچسبد. مقلِّد یا باید به این احتیاط عمل كند و از تیمّم بر سنگی که غبار ندارد پرهیز نماید یا به فتوای مجتهد دیگری، با رعایت الأعلم فالأعلم، عمل نماید. پس اگر مجتهد دیگر تیمم بر سنگ بدون غبار را صحیح بداند فرد میتواند در این مسأله از او تقلید نموده و بر سنگ بدون گرد و غبار تیمّم نماید. (مشهور مراجع)
در جایى که احتیاط، بدون هیچ قیدى به کار رفته است؛ مثل اینکه گفته شود : بنا بر احتیاط باید از آب قلیلى که بعد از برطرف شدن عین نجاست براى آب کشیدن چیز نجس روى آن می ریزند و از آن جدا می شود، اجتناب کرد. در احتیاط مطلق، مقلد می تواند به احتیاط عمل نکند؛ بلکه مطابق فتواى مجتهد دیگر، با رعایت شرط اعلمیت نسبى رفتار کند. عبارت محل اشکال است نیز در احتیاط مطلق به کار می رود البته در جایی که قید «وجوبی» یا «واجب» همراه احتیاط دیده شود، مثل آنکه گفته شود: بنابر احتیاط واجب نماز خواندن در مکان غصبی باطل است. عمل به اینگونه احتیاط، واجب بوده و نمی توان در آن به فتوای مجتهد دیگری رجوع نمود. (آیت الله شبیری زنجانی)
الفاظ دال بر احتیاط واجب یا در حکم احتیاط واجب
- ۱. محل تأمل. ۲. محل اشکال. ۳. فیه تأمل، فیه اشکال، المشهور کذا، قیل کذا. ۴.خالی از اشکال نیست. ۵. هو مشکل. ۶. وجوبه مبنی علی الاحتیاط. ۷. فیه اشکال، مشکل، لا یخلو من اشکال. ۸. مشکل کذا. ۹. فی قوته اشکال. ۱۰. القوة ممنوعة. ۱۱. مشکل، فیه اشکال. اشکال دارد. ۱۲. الاحوط وجوباً (احتیاط واجب). ۱۳. الاحوط لزوماً (احتیاط لازم). ۱۴. بنا بر احتیاط، بنا بر احوط.[35]
این الفاظ در جامعالمسائل آیتاللهفاضل ذکر شده است:
- 1. مشکل و کذا فی الثانی بل هو اشد اشکالاً.۲. محل تأمل و اشکال.۳. لا یخلو من الاشکال.۴. علی اشکال فیها.۵. فی کفایته اشکال.۶. و فی ایجابه لکذا اشکال و الاحوط کذا.۷. فی اطلاقه اشکال. ۸. اشتراط هذا الامر مشکل. ۹. محل نظر و اشکال. ۱۰. تشکل صحتها. ۱۱. محل تأمل و الاحوط فیه الاعادة. ۱۲. العفو لایخلو عن وجه. ۱۳. لایخلو عن تأمل.[36] هذا هو الاحوط لو لم یکن اقوی، لایخلو من قرب (سیستانی: در حکم احتیاط واجب است).[37]
نکاتی در باب رجوع در احتیاط واجب
1- رعایت الاعلم فالاعلم
آیا برای رجوع در احتیاطها رعایت الاعلم فالاعلم لازم است؟[38]
- لازم است. (حضرت امام، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم)
2- رجوع بعد از اتمام عمل
اگر مقلّد به سبب ندانستن حکم شرعی، مسألهای را که رعایت آن بنابراحتیاط وجوبی لازم بوده است ترک نموده است، آیا برای حکم به صحّت عمل سابقش که احتیاط مذکور را در آن رعایت نکرده است می تواند هم اکنون به مجتهد دیگری مراجعه نماید؟[39]
- با رعایت الأعلم فالأعلم، رجوع جایز است. (آیت الله سیستانی)
3- رجوع قهری احتیاط واجب بدون نیت رجوع
پرسش: اگر اعلم در مسئلهای فتوا نداده و تنها احتیاط واجب کرده است، ولی فالاعلم، آن احتیاط را ندارد، آیا لازم است مقلد اعلم، بداند مرجعش احتیاط واجب کرده است و باید نیت رجوع به فالاعلم کند یا همینکه در مقام انجام وظیفۀ شرعی بوده و عملش طبق فتوای فالاعلم است، کافی است؟ بهعبارت دیگر اگر اعلم مثلاً در احرام از مکۀ قدیم احتیاط واجب دارد، ولی فالاعلم چنین احتیاطی ندارد و مقلد اعلم، از مکۀ جدید محرم شده و بعد از اعمال حج، فهمیده است که اعلم چنین احتیاطی داشته، آیا عملش صحیح است؟ اکنون چه وظیفهای دارد؟[40]
- اگر عمل او در هنگام صدور از وی مطابق با فتوای کسی بوده است که شرعاً میتوانست از او تقلید کند، صحیح و مجزی است. (امام خامنه ای)
- اگر با فتوای کسیکه می تواند از او تقلید کند، مطابقت داشته باشد، الان میتواند به او رجوع کند. (آیتاللهسیستانی)
- بعد از اعمال حج به فالاعلم رجوع میکند و چون عمل گذشتۀ او با آن هماهنگ است، اعاده ندارد. (آیتاللهمکارم)
تفاوت «فتواى به احتیاط» با «احتیاط در فتوا»
تفاوت «فتواى به احتیاط» با «احتیاط در فتوا» چیست؟[41]
- فتواى به احتیاط این است که مجتهد دستور به احتیاط بدهد؛ مثلاً بگوید: «اگر دو ظرف آب وجود دارد و مىدانى یکى از آن دو نجس است، اما نجس را نمىشناسى، باید احتیاط کرده و از هر دو اجتناب کنى.» ولى احتیاط در فتوا این است که مثلاً بگوید: «اکتفا به یک تسبیح اربعه در رکعت سوم و چهارم اشکال دارد و احتیاط این است که سه مرتبه بخوانى» (آیتاللهمکارم).
ج) احتیاط مستحب
- در جایى است که مجتهد فتواى صریحى دارد؛ مثلاً گفته است یک بار تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کفایت مىکند و با وجود آن احتیاط مىکند و مىگوید: «احتیاط این است که سه مرتبه بگویند.» این را «احتیاط مستحب» مىگویند. عمل به این احتیاط واجب نیست؛ بلکه مستحب است.
احتیاط بعد از فتوا یا قبل از فتوا
- اگر مجتهد اعلم بعد از اینکه در مسئله فتوا داده است، احتیاط کند، مثلاً بفرماید «ظرف نجس را که یک مرتبه در آب کر بشویند پاک مىشود، اگرچه احتیاط این است که سه مرتبه بشویند» مقلد او نمىتواند در آن مسئله به فتواى مجتهد دیگر رفتار کند؛ بلکه باید یا به فتوا عمل کند یا به احتیاط بعد از فتوا که آن را احتیاط مستحب مىگویند؛ (مگر اینکه فتواى مجتهد دیگر نزدیکتر به احتیاط باشد) (حضرت امام و آیات عظام سیستانی،[42] مکارم)[43]
الفاظ احتیاط مستحب
برخی از الفاظ دال بر احتیاط مستحب را بیان نمایید. [44]
- همانطور که گفته شد احتیاط همراه فتوا احتیاط مستحب است ولی برخی الفاظی که مراجع برای این احتیاط بیان کرده اند عبارتند از: یجوز علی اشکال، یجوز علی تأمل، و ان کان الاحتیاط لا ینبغی ترکه، ینبغی، الاولی و الاحوط کذا، الاحوط الاولی کذا.
علت اختلاف نظر مراجع در بعضی از احکام
چرا در زمان فعلى نظر مراجع بزرگوار تقلید درباره موضوعات و مسائل دین متفاوت است، و هر یک از آنان دیدگاه خاصّى دارد؟[45]
- اوّلا، مراجع تقلید در اصول مسائل یک فتوا دارند، و اگر اختلافى هست در جزئیّات است. ثانیاً، این اختلاف به خاطر دور ماندن ما از زمان حضرات معصومین(علیهم السلام) است زیرا روایاتى که از آن بزرگواران نقل شده، به وسیله اشخاصى است که بعضى، آن اشخاص را افراد مطمئن، و بعضى ممکن است همه آنها را مطمئن ندانند. البتّه مراجع نهایت کوشش خود را در شناخت آنان انجام مى دهند، ولى ممکن است نظر همه یکسان نباشد. به علاوه فهم کلمات معصومین(علیهم السلام) با گذشت این همه زمان آسان نیست، و گاه در آن اختلاف نظر پیدا مى شود. و این، رمز اختلاف فتاواست. (آیت الله مکارم)
مسائلی مربوط به مجتهد
شرایط مجتهد
شرایط مجتهد را بیان نمایید.[46]
- از مجتهدى باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعۀ دوازدهامامى و حلالزاده و زنده و عادل بوده و از مجتهدان دیگر اعلم باشد. (حضرت امام)
- ۱. مرد باشد. ۲. بالغ باشد. ۳. عاقل باشد. ۴. شیعهی ۱۲ امامی باشد. ۵. حلالزاده باشد. ۶. بنابر احتیاط (واجب) زنده باشد. ۷. عادل باشد. ۸. با توجه به حساسیت و اهمیت منصب مرجعیت در فتوا، بنابر احتیاط واجب، قدرت تسلط بر نفس سرکش را داشته و حرص به دنیا نداشته باشد. ۹. مجتهد باشد. ۱۰. بنابر احتیاط واجب اعلم باشد. (امام خامنه ای)
- از مجتهدی باید تقلید كرد كه مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، عادل و زنده باشد و حافظه اش از مقدار متعارف کمتر نباشد. و در صورتی كه فرد به طور اجمالی بداند در مسائلی که برایش پیش میآید، مجتهدین با هم اختلاف فتوی دارند هرچند مورد اختلاف نظر را نداند لازم است از مجتهدی تقلید كند كه أعلم باشد، یعنی علمش از بقیه بیشتر بوده و در فهمیدن حكم خدا و وظایف تعیین شده، به حكم عقل و شرع از تمام مجتهدهای زمان خود تواناتر باشد. (آیت الله سیستانی)
- مجتهدى كه از او تقليد مى كند بايد داراى صفات زير باشد: مرد، بالغ، عاقل، شيعه ی دوازده امامى، حلال زاده و همچنين بنابراحتياط واجب عادل و زنده باشد. (آیت الله مکارم)
عدالت
عدالت چیست؟[47]
- عادل کسى است که کارهایى را که بر او واجب است، به جا آورد و کارهایى را کـه بر او حرام است، ترک کند (حضرت امام).
- عدالت عبارت است از حالت نفسانی است که باعث میشود انسان همیشه تقوایی داشته باشد که مانع از ترک واجبات یا انجام محرمات شرعی بشود. (امام خامنه ای)
- عادل كسی است كه كارهایی را كه بر او واجب است به جا آورد و كارهایی را كه بر او حرام است ترک كند و كسی كه بدون عذر شرعی، واجبی را ترک كرده یا حرامی را مرتكب شود، عادل نیست و در این امر، فرقی بین گناه صغیره و كبیره نیست. (آیتاللهسیستانی)
- عادل کسى است که حالت خداترسى باطنى دارد که او را از انجام گناه کبیره و اصرار بر گناه صغیره باز مىدارد. (آیتاللهمکارم)
اعلمیت
معنای اعلم[48]
- اعلم یعنی کسی که بر استنباط احکام دین تواناتر باشد، و به عبارت دیگر کسی است که نسبت به سایر مراجع، قدرت بیشتری بر شناخت احکام الهی داشته باشد و بهتر بتواند احکام شرعیه را از ادله، استنباط کند، و همچنین نسبت به اوضاع زمان خود به مقداری که در تشخیص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهی مؤثر است آگاهتر باشد. (امام خامنه ای)
یعنى در استنباط احکام الهى تواناتر باشد (سیستانی)- اعلم کسى است که در استخراج احکام (از منابع آن) از مجتهدان دیگر استادتر باشد. (آیت الله مکارم)
وجوب تقلید از اعلم
آیا تقلید از اعلم واجب است؟[49]
- در مسائلى که مجتهدين اختلاف نظر دارند بايد از «اعلم» تقليد کند. (حضرت امام، آیت الله مکارم)
- بنابر احتیاط واجب باید اعلم باشد. (امام خامنه ای)
- در صورتی كه فرد به طور اجمالی بداند در مسائلی که برایش پیش میآید، مجتهدین با هم اختلاف فتوی دارند هرچند مورد اختلاف نظر را نداند لازم است از مجتهدی تقلید كند كه أعلم باشد، یعنی علمش از بقیه بیشتر بوده و در فهمیدن حكم خدا و وظایف تعیین شده، به حكم عقل و شرع از تمام مجتهدهای زمان خود تواناتر باشد. (آیت الله سیستانی)
راههای شناخت اعلم
از چه راههایی می توان مرجع اعلم را شناخت؟[50]
- خود انسان یقین کند؛ مثل اینکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد (اجماع).
- دو نفر عالم عادل که مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند، مجتهدبودن یا اعلمبودن کسى را تصدیق کنند؛ بهشرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر با گفتۀ آنان مخالفت نکنند (حضرت امام و امام خامنه ای، آیت الله مکارم)
دو نفر عالم و عادل که مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند، مجتهدبودن یا اعلمبودن کسى را تصدیق کنند؛ بهشرط اینکه دو نفر عالم و عادلِ دیگر با گفتۀ آنان مخالفت نکنند. ظاهر این است که اجتهاد یا اعلمیت کسى به گفتۀ یک نفر که موثق باشد نیز ثابت مىشود (آیتالله سیستانی)
- عدهاى از اهل علم که مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفتۀ آنان اطمینان پیدا مىشود، مجتهدبودن و اعلم بودن کسى را تصدیق کنند (حضرت امام، آیت الله سیستانی)
- اجتهاد و اعلم بودن شخصى بهحدى شایع باشد که از آن شیوع و شهرت، براى انسان علم یا اطمینان حاصل شود (حضرت امام، آیت الله مکارم)
- برای شناختن مجتهد حائز شرایط، باید خود مکلف اطمینان پیدا کند؛ چه از راه شهرت فراگیر مردم و چه از راه تجربۀ شخصی و چه از راه دیگر، یا باید دو نفر خبرۀ عادل به این مطلب شهادت دهند؛ هرچند موجب اطمینان نشود (امام خامنه ای)
- از دو راه میتوان مجتهد حائز شرایط را شناخت:
۱. اطمینـان، چه از راه شهرت فراگیر میان مردم و چه از راه تجربهی شخصی و چه از راه دیگر.
۲. شهادت دو نفر عادل از اهل خبره، هر چند موجب اطمینان نشود. (امام خامنه ای)
پاسخی کاربردی:
در توضیح المسائل راههایی برای انتخاب مرجع ذکر شده است که یکی از آن راهها رسیدن به اطمینان است؛
بنابر این اگر مکلف با پرسش از اهل خِبره (که از جایگاه علمی مراجع آگاهی دارند) یا پرسش از اهل علم و طلاب علوم دینی (ولو با فرستادن واسطه)، یا از هر راه صحیح عقلایی برایش اطمینان به اعلم بودن مرجعی حاصل شود تقلید از وی صحیح است. (مشهور مراجع تقلید)
اهل خبره
مراد از اهل خبره در مسئله قبل چیست؟[51]
- اهل خبره عالمانىاند که قدرت تشخیص مقام علمى و استعداد و صلاحیت مرجع تقلید را دارند و صلاحیت را با شرکت در بحثهاى خارج فقه و اصولِ او یا با مطالعه و بررسى کتابهاى علمى وى احراز مىکنند.
لازم نیست اهل خبره، خود، مجتهد باشند؛ ولى باید در حدى از مرتبۀ علم باشند که بتوانند مجتهد را از غیرمجتهد و اعلم را از غیراعلم تشخیص دهند. (اجماع)
تعارض شهادت اهل خبره دربارۀ اعلم
اگر گفته اهل خبره تعارض داشته باشد وظیفه مکلف چیست؟[52]
- درصورت تعارض اهل خبره، شهادت گروهی پذیرفته است که خبرویت بیشتری دارند؛ بهطوریکه احتمال اصابت واقع در شهادت آن گروه از اهل خبره، از احتمال اصابت واقع در شهادت گروه دیگر قویتر باشد و دودلیِ ناشی از تعارض گفتار دو گروه از اهل خبره، تنها به یک طرف منصرف شود و گفتار گروه دیگر در مقایسه با گروه معارض، عرفاً خالی از تردید محسوب شود. (آیتاللهسیستانی)
- درصورت تعارض شهادت اهل خبره دربارۀ اعلمیت مجتهدان، مقلد مخیر است از هرکدام خواست، تقلید کند. (مکارم)
حکم رجوع به روحانی مورد اعتماد محل
با توجه به اين كه اكثر مكلّفين عادتاً دسترسى به اهل خبره ندارند، آيا براى تشخيص اعلم مىتوانند به روحانى محلى ثقه رجوع كرده و به گفته او اعتماد كنند؟[53]
- آرى مىتوانند به روحانى محل، كه مورد اعتماد آنهاست، رجوع كنند. (آیت الله مکارم)
مشکل بودن شناخت اعلم
اگر شناختن اعلم مشکل باشد، از چهکسی تقلید کنیم؟[54]
- اگر شناختن اعلم مشکل باشد، به احتیاط واجب باید از کسى تقلید کند که به اعلم بودن او گمان دارد؛ بلکه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد که کسى اعلم است و بداند دیگرى از او اعلم نیست، به احتیاط واجب باید از او تقلید کند (حضرت امام، امام خامنه ای).
- اگر اعلمیّتی در میان آنها معلوم نباشد یا با هم مساوی باشند، پس چنانچه با ورعتر بودن یکی از آنها ثابت شود، به این معنا که «در اموری که در فتوی دادن و استنباط نقش دارند، بیشتر احتیاط کند و اهل تحقیق و بررسی باشد»، مکلّف باید از او تقلید کند و اگر با ورعتر بودن هم ثابت نشود، مکلّف مخیّر است عمل خود را با فتوای هر کدام از دو مجتهد تطبیق نماید؛ مگر در موارد «علم اجمالی»[55] یا «حجّت اجمالی»[56] بر تکلیف که بنابر احتیاط واجب، مکلّف باید رعایت هر دو فتوی را بنماید. (آیتاللهسیستانی)[57]
- هرگاه شناختن اعلم بهطور قطع ممکن نشود، احتیاط این است از کسى تقلید کند که به اعلمبودن او گمان دارد. درصورت شک میان چند مجتهد و عدم ترجیح آنها، از هرکدام که بخواهد، میتواند تقلید کند. (آیتاللهمکارم)
وظیفۀ والدین در انتخاب مرجع برای فرزندان تازهبالغ[58]
- اگر بچهای به سن تکلیف مىرسد و درک مسئلۀ تقلید براى او دشوار است و بهتنهایى نمىتواند وظیفۀ شرعى خود را در انتخاب مرجع تشخیص دهد، وظیفۀ والدین راهنمایى اوست (امام خامنه ای)
- لازم است والدین برای تعیین مرجع تقلید دختری که به نهسالگی رسیده است، او را راهنمایی کنند و اطلاعاتشان را در اختیار وی بگذارند و اگر دختر از سخن والدین اطمینان پیدا کرد، میتواند عمل کند (آیتاللهمکارم)
وظیفه در فرض تساوی
اگر چند مجتهد مساوی باشند، تکلیف چیست؟[59]
- اگر چند نفر در نظر مقلد، اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند، از هریک از آنان میتواند تقلید کند (حضرت امام، امام خامنه ای).
- اگر اعلمیّتی در میان آنها معلوم نباشد یا با هم مساوی باشند، پس چنانچه با ورعتر بودن یکی از آنها ثابت شود، به این معنا که «در اموری که در فتوی دادن و استنباط نقش دارند، بیشتر احتیاط کند و اهل تحقیق و بررسی باشد»، مکلّف باید از او تقلید کند و اگر با ورعتر بودن هم ثابت نشود، مکلّف مخیّر است عمل خود را با فتوای هر کدام از دو مجتهد تطبیق نماید؛ مگر در موارد «علم اجمالی»[60] یا «حجّت اجمالی»[61] بر تکلیف که بنابر احتیاط واجب، مکلّف باید رعایت هر دو فتوی را بنماید. (آیتاللهسیستانی)[62]
- اگر دو مجتهد مساوی بودند، درصورتیکه به اختلاف فتوای دو مجتهد علم داشته باشیم، به فتوای کسی عمل میکنیم که به احتیاط نزدیکتر باشد؛ وگرنه مخیر هستیم. (آیتاللهمکارم)
تبعیض در تقلید
- اگر دو مرجع تقلید باشند که یکی مثلاً در عبادات و دیگری در معاملات اعلم باشند، در اینجا تبعیض در تقلید (فتوا یا احتیاط که بحث اعلم گذشت) واجب است. (حضرت امام، آیات عظام مکارم، سیستانی).[63]
- مقلد میتواند هر قسمت از احکام شرعی را از مجتهدی که در آن قسمت تبحر و مهارت بیشتری دارد تقلید کند، مثلاً عبادات را از مجتهدی و معاملات را از مجتهد دیگری تقلید نماید یا احکام فردی را از یکی و احکام اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را از دیگری تقلید کند، بلکه اگر اعلمیت هر یک از مجتهدین در مسائلی که مکلف بنا دارد در آن مسائل از او تقلید کند محرز شود، بنا بر احتیاط (واجب)، تبعیض در تقلید در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نیاز مقلد واجب است. (امام خامنه ای)[64]
وظیفۀ انسان تا زمان انتخاب مرجع
- بر هر شخصی در زمان جستوجو برای انتخاب مرجع واجب است در اعمالش احتیاط کند (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم: یا احوط اقوال را اخذ کند).[65]
عدول از مجتهد زنده به زندۀ:
الف) اعلم:[66]
- بنا بر احتیاط واجب است. (حضرت امام و امام خامنه ای).
- واجب است. (آیت الله سیستانی)
ب) غیراعلم:[67]
- بنا بر احتیاط جایز نیست. (حضرت امام و امام خامنه ای)
- جایز نیست. (آیات عظام سیستانی، مکارم)
ج) مساوی:[68]
- بنا بر احتیاط واجب جایز نیست. (حضرت امام و امام خامنه ای)
- اگر اعلمیّتی در میان آنها معلوم نباشد یا با هم مساوی باشند، پس چنانچه با ورعتر بودن یکی از آنها ثابت شود، به این معنا که «در اموری که در فتوی دادن و استنباط نقش دارند، بیشتر احتیاط کند و اهل تحقیق و بررسی باشد»، مکلّف باید از او تقلید کند و اگر با ورعتر بودن هم ثابت نشود، مکلّف مخیّر است عمل خود را با فتوای هر کدام از دو مجتهد تطبیق نماید؛ مگر در موارد «علم اجمالی»[69] یا «حجّت اجمالی»[70] بر تکلیف که بنابر احتیاط واجب، مکلّف باید رعایت هر دو فتوی را بنماید. (آیتاللهسیستانی)[71]
- تغییر مرجع تقلید در مسائلی که به فتوای او عمل کرده است، جایز نیست؛ مگر اینکه ثابت شود مرجع جدید از مرجع فعلی او اعلم است؛ اما میتواند در مسائلی که هنوز به فتوای مرجع تقلیدش عمل نکرده است، از مرجع دیگری که همردیف اوست، تقلید کند. (آیتاللهمکارم)
فوت مجتهد
حکم تقلید ابتدایی از میت
- جایز نیست. (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم، امام خامنه ای: بنابراحتیاط واجب).[72]
- جایز است به شرط اینکه در زمان حیات آن مجتهد ممیز بوده باشد هر چند بالغ نبوده و تقلید نکرده باشد. (آیت الله وحید)
- تقليدابتدایی از مجتهد جايز التقليدي كه از دنیا رفته و مکلف در زمان حيات او مميز بوده،جایز است. ولی دلیلی بر صحت تقلید از مجتهدی که در زمان تمییز او را هم درک نکرده وجود ندارد. (آیت الله زنجانی)
حکم بقاء بر تقلید میت
۱. میت اعلم است: [73]
- بقا جایز است (حضرت امام، امام خامنه ای)
- بقا واجب است (آیات عظام مکارم، سیستانی).
۲. زندۀ اعلم است: [74]
- در تقلید بقایی، فرقی نیست بین آن که مجتهد میت، اعلم باشد یا نباشد، در هر صورت جایز است، ولی سزاوار است که احتیاط در بقا بر تقلید میت اعلم ترک نشود. (امام خامنه ای)
- بقا جایز نیست (آیات عظام مکارم، سیستانی)
۳. هر دو مساوی باشند: [75]
- بقا جایز است (امام خامنه ای، آیت الله مکارم).
اگر اعلمیّتی در میان آنها معلوم نباشد یا با هم مساوی باشند، پس چنانچه با ورعتر بودن یکی از آنها ثابت شود، به این معنا که «در اموری که در فتوی دادن و استنباط نقش دارند، بیشتر احتیاط کند و اهل تحقیق و بررسی باشد»، مکلّف باید از او تقلید کند و اگر با ورعتر بودن هم ثابت نشود، مکلّف مخیّر است عمل خود را با فتوای هر کدام از دو مجتهد تطبیق نماید؛ مگر در موارد «علم اجمالی»[76] یا «حجّت اجمالی»[77] بر تکلیف که بنابر احتیاط واجب، مکلّف باید رعایت هر دو فتوی را بنماید. (آیتاللهسیستانی)[78]
۴. نمیدانیم کدام اعلم است: [79]
- ممکن است باهم مساوی باشند یا نباشند و احتمال اعلمیت دربارۀ هر دو مجتهد یکسان است. مانند صورت تساوی است. (آیت الله سیستانی)
دامنۀ بقاء بر میت[80]
- درصورتیکه در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده است، بعد از مردن آن مجتهد میتواند در همۀ مسائل از او تقلید کند. دراینصورت فرقی بین مسائلی که عمل کرده و مسائلی که عمل نکرده است، وجود ندارد. (حضرت امام)
- شخصی که از مجتهدی تقلید میکرده و بعد از فوت او در بعضی از مسائل از مجتهد دیگری تقلید کرده است و این مجتهد نیز وفات نموده، میتواند مانند گذشته بر تقلید از مجتهد اول در مسائلی که از او عدول نکرده باقی بماند، همچنان که مخیّر است در مسائلی که عدول نموده بر فتوای مجتهد دوم باقی بماند و یا به مجتهد زنده عدول کند. (امام خامنه ای)
- درصورتیکه به متابعت از فتواى مجتهد فوتشده التزام داشته است، حکم بعد از فوت او حکم زنده بودنش است و فرقی بین مسائل عملکرده و عملنکرده نیست. (آیتاللهسیستانی)
- باید فقط بر خصوص مسأله ای که عمل کرده اند باقی باشند نه دیگر جزئیات و مسائل آن باب را. (آیتاللهمکارم)
بقا بر میت، بدون رجوع به زنده
- اگر شخصی بر تقلید میت باقی باشد، بدون اینکه در این مسئله به مجتهد زنده رجوع کرده باشد، عمل این شخص مانند کسی است که بدون تقلید، اعمالی را انجام داده است. (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).[81]
اجازۀ بقاء بر میت با فوت مرجع دوم[82]
- اگر مکلف از مجتهدى تقلید کند و سپس آن مجتهد از دنیا برود، آنگاه از مجتهدى دیگر تقلید کند، او نیز از دنیا برود و بهناچار در مسئلۀ بقا بر تقلید میت از مجتهد سوم تقلید کند، اگر فتواى او این باشد که بقا واجب است، بر تقلید مجتهد اول باقى میماند و اگر فتوایش این باشد که بقا جایز است، مکلف مخیر است بین بقای بر تقلید مجتهد دوم و بین رجوع به مجتهد زنده (حضرت امام).
- اگر مکلف از مجتهدی تقلید کند و آن مجتهد از دنیا برود، آنگاه در بعضی از مسائل از مجتهد دیگری تقلید کند، سپس مجتهد دیگر نیز بمیرد، مکلف میتواند در مسائلی که از مجتهد اول عدول نکرده است، بر او باقی بماند و در مسائلی که به دومی عدول کرده است، بین بقا بر دومی یا عدول به مجتهد زنده مخیر است. (امام خامنه ای ).
- اگر مکلف از مجتهدى تقلید کند و سپس آن مجتهد از دنیا برود، آنگاه از مجتهدى دیگر تقلید کند که به جواز عدول به حی یا وجوب عدول مطلقاً یا در خصوص فتاوایی که از مرجع اول یاد نگرفته است، قائل است، پس به زنده عدول کرد و بعدازآن این مرجع هم فوت کرد، در اینجا در مسئلۀ بقا بر میت، باید از اعلم احیا تقلید کرد. نظر ما این است که درصورت علم به اختلاف فتاوا بین آنان، باید از اعلم این سه مرجع تقلید کرد؛ مانند اینکه اگر مجتهد اول اعلم باشد، باید به او عدول کرد و بر او باقی ماند (آیتاللهسیستانی).
- اگر مکلف از مجتهدى تقلید کند و سپس آن مجتهد از دنیا برود، آنگاه از مجتهدى دیگر تقلید کند او نیز از دنیا برود و در مسئلۀ بقای بر تقلید میت از مجتهد سوم تقلید کند، اگر فتواى او این باشد که بقا واجب است، بر تقلید مجتهد دوم باقى میماند و اگر فتوایش این باشد که بقا جایز است، مکلف مخیر است بین بقا بر تقلید مجتهد دوم و بین رجوع به مجتهد زنده (آیتاللهمکارم).
تقلید میت بعد از تقلید از زنده
- اگر در مسئلهاى به فتواى مجتهدى عمل کند و بعد از مردن او در همان مسئله به فتواى مجتهد زنده رفتار کند، دوباره نمىتواند آن را مطابق فتواى مجتهدى که از دنیا رفته است، انجام دهد ولى اگر مجتهد زنده در مسئلهاى فتوا ندهد و احتیاط کند و مقلد مدتى به آن احتیاط عمل کند، دوباره مىتواند به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته است، عمل کند (حضرت امام، امام خامنه ای، آیت الله سیستانی)[83]
مثلاً اگر مجتهدى گفتن یک مرتبه «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» را در رکعت سوم و چهارم نماز کافى بداند و مقلد مدتى به این دستور عمل کند و یک مرتبه بگوید، چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدتى به این احتیاط عمل کند و سه مرتبه بگوید، مىتواند دوباره به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته است، برگردد و یک مرتبه بگوید.
شخصى پس از فوت مرجع تقلیدش از مجتهدى تقلید نموده، ولى قبل از عمل به فتواى آن مجتهد مجدداً از مرجع قبلى که فوت نموده تقلید کرده است، آیا عدول با توصیف فوق الذکر جایز مى باشد؟ با در نظر گرفتن این که در بعضى از مسائل از جمله در مسائل تقلید، مقلّد همین مجتهد زنده مى باشد.
- چنانچه مجتهد زنده اعلم بوده، عدولش صحیح و بازگشت از آن جایز نیست و اگر میّت اعلم بوده، می تواند در مسائلی که عمل کرده باقی بماند و تقلیدش از مجتهد زنده در موارد علم اجمالى یا تفصیلى به اختلاف جایز نبوده است. (آیت الله مکارم)[84]
اجازه و اذن و وکالت، بعد از فوت
- کسیکه از طرف مجتهدى وکیل یا مأذون در تصرف در اوقاف یا وصیتها یا تصرف در اموال افراد قاصراست، با مرگ آن مجتهد منعزل مىشود (و وکالت و اذنى که داشت، باطل مىشود)؛ اما اگر از ناحیۀ او منصوب بوده باشد، مثلاً مجتهد او را به تولیت اوقافى نصب یا وى را قیم بر فردى قاصر کرده باشد، بعید نیست بگوییم با مرگ مجتهد منعزل نمىشود؛ ولی سزوار این است که احتیاط کند؛ یعنى از مجتهد زنده اجازه یا نصبى جدید تحصیل کند (حضرت امام و آیت الله مکارم).[85]
- با فوت مجتهد، کسانی که برای اموری از قبیل دریافت یا دستگردان وجوهات شرعیّه یا تعیین قیّم برای محجورین یا تعیین متولّی برای اوقاف و مانند آن یا تصرّف در امور محجورین یا اوقاف و امثال آن از طرف آن مجتهد وکیل بوده یا اذن داشتهاند، وکالت یا اذنشان باطل میگردد و برای دریافت وکالت یا اذن نسبت به انجام این امور، باید به مجتهد جامع الشرایط زنده مراجعه کنند؛ امّا اگر مجتهد یا وکیل وی، فرد یا افرادی را به عنوان متولّی موقوفه یا قیّم محجورین و امثال آن نصب کرده باشد، پس از فوت آن مجتهد، مسأله در مورد باطل شدن یا باقی بودن چنین نصبی محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط ترک نشود. (آیت الله سیستانی).[86]
فوت مرجع تقلید بچۀ ممیز
بچه مميزي که مرجع انتخاب کرده، ولي قبل بلوغ مرجعش فوت کندآيا بعد بلوغ مي تواند به تقليدش باقي باشد؟[87]
- تقلید بچۀ ممیز صحیح است؛ بنابراین چنانچه بچۀ نابالغ ممیز از مجتهدی تقلید کند، سپس آن مجتهد قبل از بلوغش فوت کند، حکم تقلید وی مانند سایر بالغان است (امام خامنه ای).
- اگر بچۀ ممیّز تقلید کند، تقلید او صحیح است. بنابراین، هر گاه مجتهدی که انسان قبل از بلوغش از او تقلید کرده از دنیا برود، حکم وی، حکم افراد بالغ است؛ مگر در واجب بودن احتیاط بین دو قول در موارد علم اجمالی یا حجّت اجمالی که احتیاط بر او قبل از سنّ بلوغ، واجب نیست. (آیتاللهسیستانی).
- اگر بچه مميزي باشد که عباداتش صحيح است، مي تواند باقي باشد. (آیت الله مکارم)
مسائلی مربوط به مقلدین
مسائلی که یادگرفتن آنها واجب است
- مکلف باید مسائلی را که انجام تکالیف شرعی روزمره، به دانستن آن وابسته است، فرا بگیرد؛ مانند مسائل اصلی نماز و روزه و طهارت و برخی معاملات و غیر آن. اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بینجامد، گناهکار است (امام خامنه ای).[88]
- مسائلى را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد (حضرت امام و آیات عظام سیستانی و مکارم).[89]
- بر هر مکلفی واجب است اجزا و شروط و موانع و مقدمات عبادات را هرچند اجمالاً بداند (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).[90]
- یادگرفتن مسائل شک و سهو بهمقداری که غالباً محل ابتلاست، واجب است؛ ولی اگر مطمئن باشد[91] که به شک و سهو مبتلا نمیشود، عملش صحیح است؛ هرچند به احکام شک و سهو علم پیدا نکرده باشد (حضرت امام و آیتاللهمکارم).[92]
- یادگیری اجزای عبادات واجب و شروط آنها واجب است و علم اجمالی به اینکه عباداتش تامالاجزاء و الشرایط است، کفایت میکند و علم تفصیلی لازم نیست. یادگرفتن مسائل شک و سهوی که در معرض ابتلای مکلف است، واجب است (آیت الله سیستانی).[93]
- بر مكلّف لازم است مسائلی را كه احتمال میدهد به علّت یاد نگرفتن آنها واجبی را ترک کرده یا حرامی را انجام دهد، یاد بگیرد. (آیت الله سیستانی)[94]
اگر مرجع در مسئلهای فتوا نداشت
- هرگاه اعلم در مسئلهای فتوا نداشت، اخذ فتوای غیراعلم با رعایت الاعلم فالاعلم جایز است؛ هرچند احتیاط ممکن باشد (حضرت امام و آیات عظام سیستانی، مکارم).[95]
- در مسائلى که مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدى که در آن مسئله احتیاط نکرده است و فتواى صریح دارد، با رعایت ترتیب الاعلم فالاعلم اشکال ندارد (امام خامنه ای ).[96]
عبادت جاهل قاصر و مقصر
- عمل جاهل مقصرِ ملتفت بدون تقلید باطل است؛ مگر اینکه هرچه مىکرده است، بهامید درک واقع کرده باشد و مطابق واقع یا مطابق فتواى مجتهدى هم انجام داده باشد که تقلید از او جایز است. همچنین عمل جاهل قاصر یا مقصر غافل، اگر قصد قربت داشته است، صحیح است؛ بهشرطىکه مطابق با واقع یا با فتواى مجتهدى باشد که تقلید از او جایز است (حضرت امام).[97]
- عمل جاهل (همۀ اقسام جاهل) درصورتیکه به مطابقت آن با واقع یا با فتوای مجتهدی که اکنون[98] باید از او تقلید کند، علم پیدا کند، به آن اکتفا میشود؛ بلکه همین حکم در جایی که در مطابقت آن عمل با واقع شک دارد، جاری است. این حکم بهعلت این است که در کیفیت عملی که از او صادر شده است، شک دارد. مگر در بعضی جاها؛ مانند جایی که مکلف بنایش بر مانعیت جزء یا شرطی بوده است و احتمال میدهد آن جزء یا شرط را غفلتاً اتیان کرده باشد. در همینجا هم درصورتیکه بر آن مخالفت، اثری غیر از وجوب قضا مترتب نباشد، به وجوب قضا حکم نمیشود و به همان عمل قبلی اکتفا میشود (آیتاللهسیستانی).[99]
- عمل جاهل مقصر ملتفت درصورتیکه موافق واقع باشد، صحیح است. این صحت بهدلیل این است که آن عمل، به قصد قربت نیاز نداشته است و اگر به قصد قربت نیاز داشته، قصد قربت حاصل شده است؛ همچنانکه این مسئله برای بعضی از عوام، اتفاق میافتد؛ زیرا تقلید، مانند اجتهاد، فقط طریقی است. مطالبی که ذکر شد، برای زمانی است که شخص، عالم به واقع باشد؛ در غیر این صورت، طریق به واقع، نظر مجتهدی است که اکنون باید از او تقلید کند؛ پس بهدرستیکه حکم آن مرجع برای او منجز است؛ حتی درخصوص حکم قضای اعمال گذشته (آیتاللهمکارم).[100]
تعریف جاهلِ مقصر و جاهلِ قاصر
جاهل قاصر و مقصر را تعریف کنید. [101]
- جاهل قاصر: کسی است که اصلاً متوجه جهل خود نیست و یا راهی برای برطرف کردن جهل خود ندارد. جاهل مقصر: به کسی گفته میشود که متوجه جهل خود بوده و راههای رفع جهالت خود را هم میداند ولی در آموختن احکام کوتاهی میکند. (امام خامنه ای)
- جاهل قاصر فردی است که ازروی عذر، حکم شرعی را نمیداند و در فراگیری آن کوتاهی نکرده است و بهتعبیر دیگر، کسی است که در ندانستن حکم شرعی معذور است و در فعل یا ترک چیزی به دلیل و حجتی استناد میکرده است؛ هرچند که خطای آن بعداً آشکار شود. جاهل مقصر فردی است که امکان آموختن مسائل را داشته؛ ولی در فراگیری آن کوتاهی کرده است و بهتعبیر دیگر، کسی است که در ندانستن حکم شرعی معذور نیست؛ مانند کسیکه در آموختن مسائل دینی، سستی کرده باشد. فردی که در حکم شرعی عملی شک دارد و به فراگیری آن قادر نیست، وظیفهاش احتیاط است و چنانچه با امکان احتیاط، عمداً عملِ مطابق با احتیاط را ترک کند، مقصر محسوب میشود و داخل در عنوان جاهل قاصر به حساب نمیآید؛ بلکه جاهل مقصر محسوب میشود. (آیتاللهسیستانی)
- جهل انسان به حكم شرعی، گاهی به خاطر دور بودن شخص از مراکز علم و عدم امکان دسترسی به منابع تحقیقاتی یا به خاطر فرو رفتن در غفلت و سهو و خطاست به طوری که احتمال اشتباه بودن کارهایش را نمى دهد. به این شخص «جاهل قاصر» گفته می شود. در مقابل کسی که امكان آموختن مسائل و دسترسی به منابع و اسباب علم را داشته ولى در فراگيرى آن كوتاهى كرده است و در جهل مانده، «جاهل مقصر» است. (آیتاللهمکارم)
حکم اعمال بدون تقلید
- اگر مکلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، درصورتى اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفۀ واقعى خود رفتار کرده است یا عمل او با فتواى مجتهدى که وظیفهاش تقلید از او بوده است یا با فتواى مجتهدى که فعلاً باید از او تقلید کند، مطابق باشد (حضرت امام[102]).[103]
- اگر اعمال، موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدى باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند، محکوم به صحت است (امام خامنه ای).[104]
- اگر مکلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، سپس از مجتهدى تقلید کند، درصورتىکه آن مجتهد به صحت اعمال گذشته حکم کند، آن اعمال صحیح است؛ وگرنه محکوم به بطلان است (آیتاللهمکارم).[105]
تفصیل آیت الله سیستانی در مسئله
اگر مكلّف مدّتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، سه حالت برای او فرض میشود:
1. اگر اعمال او مطابق با واقع یا فتوای مجتهدی انجام شده كه هم اكنون میتواند مرجع تقلید او باشد و وی وظیفه دارد از او تقلید نماید، در این صورت اعمال گذشته او صحیح است.
2. اگر اعمال او مطابق با واقع یا فتوای چنین مجتهدی (که در قسمت 1 ذکر شد) نباشد، چهار صورت دارد:
الف. اشکال عمل از جهت اركان و مانند آن باشد، در این صورت آن عمل باطل است. مثل اینکه نمازگزار تکبیرة الاحرام یا رکوع را انجام نداده باشد یا در جایی که وظیفهاش نماز ایستاده بوده آن را نشسته به جا آورده باشد یا نماز را با وضو یا غسل یا تیمّم باطل خوانده باشد.
ب. اشکال عمل از جهت اركان و مانند آن نباشد و فرد جاهل قاصر باشد یعنی در یادگیری مسأله کوتاهی و سهل انگاری نکرده باشد، در این صورت آن عمل صحیح است. مثل اینکه نمازگزار حمد و سوره یا ذکر رکوع یا ذکر سجده یا تشهّد نمازش را غلط خوانده باشد و در یاد گیری آنها کوتاهی و سهل انگاری نکرده و در ندانستن آن مقصّر نباشد. یا نمازگزار در حال سجده، دست یا انگشت بزرگ پا را روی زمین نمیگذاشته و در ندانستن و یاد نگرفتن این مسأله مقصّر نباشد.
ج. اشکال عمل از جهت اركان و مانند آن نباشد ولی فرد جاهل مقصّر باشد (یعنی در یادگیری مسأله و ندانستن آن کوتاهی کرده است) و مورد هم از مواردی باشد عمل اشتباهِ جاهل مقصّر باعث باطل شدن آن باشد، در این صورت آن عمل باطل است مانند مثالهای قسمت (ب)، نسبت به نمازگزاری که در یاد گیری مسأله کوتاهی کرده و مقصّر است.
د. اشکال عمل از جهت اركان و مانند آن نباشد ولی فرد جاهل مقصّر باشد و مورد اشکال هم از مواردی باشد که حتی ندانستن مسأله بدون عذر از و روی تقصیر هم باعث باطل شدن عمل نمیشود، در این صورت آن عمل صحیح است هرچند چنین فردی به دلیل یاد نگرفتن مسأله مورد نیاز خویش گناهکار میباشد. به عنوان مثال، مرد یا زنی که به خاطر ندانستن مسأله، حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند میخوانده یا مردی که به علّت ندانستن مسأله، حمد و سوره نماز مغرب و عشا را آهسته میخوانده یا فردی که تسبیحات أربعه نمازهایش را به علّت ندانستن مسأله بلند میخوانده، نمازی كه خوانده صحیح است هرچند فرد در یادگیری مسأله کوتاهی کرده و مقصّر باشد.
3. اگر فرد كیفیت اعمال گذشته را نداند مثل اینکه یادش نمیآید در اوایل بلوغ نمازش را به شیوه صحیح میخوانده یا نه، یا روزهاش را بر طور صحیح میگرفته یا نه، ولی احتمال معقول میدهد که آن اعمال را به طور صحیح به جا آورده باشد، در این صورت، نیز اعمال گذشته وی صحیح به حساب میآید جز در بعضی موارد كه در کتاب «منهاج الصالحین» ذكر شده است. (آیت الله سیستانی)[106]
وظیفۀ وکیل و وصی در انجام اعمال
وکیل و اجیر و وصی چگونه اعمال خود را انجام دهند؟
- کسیکه ازطرف غیر براى انجام کارى ازقبیل اجراى عقد یا ایقاع یا پرداخت خمس یا زکات یا کفاره وکیل شده است، درصورت اختلاف فتوای وکیل و موکل، باید این اعمال را مطابق تقلید موکل خود انجام بدهد، نه مطابق تقلید خودش. اما اگر از ناحیۀ وصى یا ولى اجیر شده باشد که نماز یا عبادتى نظیر آن را بهنیابت از میت انجام دهد، اقوا این است که مراعات تقلید خود را بکند، نه تقلید میت و نه تقلید وصى یا ولى را. (حضرت امام)[107]
- اگر فردی برای انجام عملی وکیل شود، در صورتی که نظر فقهی مرجع تقلید وکیل با موکّل در احکام مربوط به موضوع وکالت متفاوت باشد، وکیل باید مطابق با نظر فقهی مرجع تقلید موکّل عمل نماید، مگر آنکه نسبت به «خود عمل یا آثار آن» شرعاً مسؤول باشد، که در این صورت لازم است مراعات نظر مرجع تقلید خودش و موکّلش -هر دو- را بنماید و این حکم، در مورد فردی که دیگری را وصیّ خویش قرار داده نیز جاری میشود.[108] (آیتاللهسیستانی).[109]
- شکی نیست در اینکه موکل و موصی دراینخصوص، طبق نظر مراجع خودشان عمل میکنند؛ زیرا هر دوی آنها مأمور به نتیجه هستند؛ اما طریق رسیدن به آن نتیجه، به تشخیص خودشان موکول است؛ مگر اینکه موکل و موصی طریق خاصی را معین کنند. دراینصورت واجب است طبق همان انجام شود (آیتاللهمکارم).[110]
اگر در عقود، فتوای مرجع تقلید دو طرف متفاوت بود
در مواردی مثل ازدواج که بین دو نفر است اگر مراجع تقلید دو نفر هر کدام بر سر یک موضوع فقهی نظری متفاوت داشته باشند تکلیف چیست و باید نظر کدام مرجع را اجرا کرد؟[111]
- اگر بایع، مقلدِ مرجعی باشد که مثلاً به صحت معاطات یا صحت عقد به فارسی قائل است و مشتری، مقلد مرجعی باشد که به بطلان قائل است، بیع برای بایع، صحیح و برای مشتری باطل است. (حضرت امام، امام خامنه ای و آیت الله سیستانی)
- باید نظر مرجعی که موافق احتیاط است اجرا شود. (آیت الله مکارم)[112]
ولایت فقیه
معنای ولایت فقیه[113]
- ولایت فقیه یعنی حکومت فقیه عادل و دینشناس (امام خامنه ای ).[114] ولایت فقیه در رهبرى جامعۀ اسلامى و ادارۀ امور اجتماعى ملت اسلامى، در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقۀ اثناعشرى است. ولایت فقیه ریشه در اصل امامت دارد. اعتقادنداشتن به ولایت فقیه، اعم از اینکه بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمیشود و اگر کسى بهنظر خود براساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است؛ ولى ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان براى او جایز نیست (امام خامنه ای)
- ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین. (آیت الله سیستانی)
معنای مطلقه بودن
- ظاهراً تمام کسانى که در رابطه با ولایت فقیه بحث کرده اند، حتّى امام راحل(قدس سره) آن را مقیّد به رعایت مصالح مسلمین نموده اند. هیچ کس نمى گوید: «اگر مصلحت مسلمین جنگ است، فقیه حق دارد حکم به صلح کند، و اگر مصلحت مسلمین صلح است، فقیه حق دارد برخلاف آن، دستور جنگ بدهد». اصولا این ولایت براى حفظ مصالح اسلام و مسلمین است، نه بر خلاف آن. وقتى این اصل را بپذیریم، محدوده ولایت فقیه مشخّص مى شود. و منظور از مطلقه، همان مطلقه در دایره مصالح اسلام و مسلمین است. حتّى درباره معصومین(علیهم السلام) نیز مسأله غیر از این نیست. امام حسن(علیه السلام) به خاطر مصالح اسلام و مسلمین صلح کرد. و امام حسین(علیه السلام) به خاطر مصالح اسلام و مسلمین جنگید، و شهید شد. خداوند حضرت یونس(علیه السلام) را به خاطر ترک اولى، که به مصالح غیر واجبه امّت مربوط مى شد، در شکم ماهى زندانى کرد. شرح بیشتر در این مختصر نمى گنجد. (آیت الله مکارم)[115]
ضرورت ولایت فقیه
از آن جا که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد و دین حکومت و ادارهی امور جامعه است، لذا همهی طبقات جامعهی اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعهی اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن بر قرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. (امام خامنه ای)[116]
ولایت فقیه، حکم شرعی تعبدی است که مورد تأیید عقل نیز میباشد، و در تعیین مصداق آن روش عقلایی وجود دارد که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است.
حکم عدم اعتقاد به ولایت فقیه
- عـدم اعتقاد به ولایت فقیه، اعم از این که بر اثـر اجتهاد باشـد یا تقلیـد، در عصر غیبت حضرت حجت(عج) موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمیشود، و اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد معذور است، ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست. (امام خامنه ای)[117]
قلمرو ولایت فقیه
۱. اوامر ولایی ولی فقیه
همهی مسلمانان باید از اوامر ولایی و دستورات حکومتی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند. این حکم شامل فقهای عظام هم میشود چه رسد به مقلدین آنان. (امام خامنه ای)[118]
توجه:
برای هیچ کسی جایز نیست که با متصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته تر است، مخالفت نماید. این در صورتی است که متصدی منصب ولایت از راههای قانونی شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. (امام خامنه ای)[119]
۲. احکام ولایی ولی فقیه
احکام ولایی و انتصابات صادره از طرف ولی امر مسلمین اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر این که ولی امر جدید مصلحتی در نقض آنها ببیند و آنها را نقض کند. (امام خامنه ای)[120]
۳. اجرای حدود
اجرای حدود ( مثل حد زنا و سرقت) در زمان غیبت هم واجب است، و ولایت بر آن اختصاص به ولی امر مسلمین دارد. (امام خامنه ای)[121]
۴. مقدم بودن اختیارات ولی فقیه بر اختیارات آحاد امت
تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امت، مقدم و حاکم است. (امام خامنه ای)[122]
۵. ادارهی رسانههای گروهی
ادارهی رسانههای گروهی باید تحت امر و اشراف ولی امر مسلمین باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمین و نشر معارف ارزشمند الهی به کار گمارده شود، و نیز در جهت پیشرفت فکری جامعهی اسلامی و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادری در میان مسلمین و امثال این گونه امــور از آن استفاده میشود. (امام خامنه ای)[123]
سه نکته در ارتباط با قلمرو ولایت فقیه
1- اطاعت از دستورات نمایندهی ولی فقیه: نمایندهی ولی فقیه در صورتی که دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحیت و اختیاراتی که از طرف ولی فقیه به او واگذار شده است صادر کرده باشد مخالفت با آنها جایز نیست.
2- ولایت اداری: در مفاهیم اسلامی چیزی به عنوان ولایت اداری (به معنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض) وجود ندارد، ولی مخالفت با اوامر اداری که بر اساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد جایز نیست.
3- ولایت تکوینی: ولیّ فقیه، ولایت تکوینی[124] ندارد. این امر اختصاص به معصومین(ع) دارد.
اختلافنظر ولی فقیه با نظر مرجع تقلید
- در اموری که نظر ولی فقیه با نظر مرجع تقلید متفاوت است، اگر این اختلاف در مسائل مربوط به ادارۀ کشور و در امورى باشد که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، مانند دفاع از اسلام و مسلمانان برضد کفار و مستکبران متجاوز، باید نظر ولی امر مسلمین اطاعت شود. اگر در مسائل فردى محض است، هر مکلفى باید از فتواى مرجع تقلیدش پیروى کند (امام خامنه ای ).[125]
- در مسائل مربوط به حکومت، از نظر ولى فقیه و در مسائل دیگر از نظر مرجع تقلید پیروى مىشود (آیتاللهمکارم).[126]
حکم حاکم
حکم حاکم جامعالشرایط
- نقضکردن حکم حاکم جامعالشرایط جایز نیست، حتی برای مجتهد دیگر؛ مگر زمانیکه خطاى او ظاهر شود (حضرت امام و آیت الله مکارم).[127]
- نقضکردن حکم حاکم جامعالشرایط جایز نیست، حتی برای مجتهد دیگر؛ مگر زمانیکه مخالفت آن با قرآن و سنت، قطعی باشد (آیتاللهسیستانی).[128]
مسائل مربوط به پاسخگو
وظیفۀ پاسخگو در پاسخگفتن
تصدی نقل فتوا برای کسی که دچار اشتباه می شود
- در تصدی نقل فتوای مجتهد و بیان حکم شرعی، اجازه داشتن از مجتهد شرط نیست، ولی کسی که دچار خطا و اشتباه میشود جایز نیست متصدی این کار شود. (امام خامنه ای)[129]
جوابدادن طبق مرجع خودش
۱. کسیکه پاسخگوی مسائل شرعی است، آیا میتواند مسائل را بهصورت احتیاط، به مقلدان پاسخ دهد؟ ۲. آیا پرسیدن نام مرجع تقلید ایشان لازم است؟ ۳. آیا میتواند طبق نظر مرجع تقلید خودش جواب بدهد؟ ۴. درصورتیکه احتیاط، مثلاً موجب پرداخت خمس بیشتر شود، آیا حکم تفاوتی دارد؟[130]
- پاسخ ۱ و ۴: اگر بگوید احتیاط در این است که اینگونه عمل کنید، اشکال ندارد. پاسخ ۲ و ۳: اگر سؤالکننده نظر مرجع خاصى را نپرسیده است، در پاسخ مىتواند طبق نظر مرجع تقلید خودش پاسخ دهد (امام خامنه ای).
آیا پاسخگو میتواند طبق نظر مرجع تقلید خودش جواب بدهد؟[131]
- اگر از انسان حکم شرعی مسألهای پرسیده شود، چنانچه نشانه و قرینهای وجود داشته یا ظاهر حال شخص آن باشد که از فتوای مرجع تقلید خودش سؤال میکند، باید مطابق با فتوای مرجع تقلید وی پاسخ بدهد؛ در غیر این صورت، انسان میتواند مطابق با نظر مرجع تقلیدی که فتوای وی در حقّ سؤال کننده شرعاً حجّت است، پاسخ مسألۀ شرعی را بگوید. (آیت الله سیستانی)
- اگر مسئلهای از روحانی یا مسئلهگو یا غیر آن پرسیده شود، لازم نیست مرجع تقلیدِ مخاطب را جویا شود. میتواند براساس فتوای مرجع خود جواب دهد (آیتاللهمکارم).
وجوب ارشاد جاهل به حکم
- اگر مسئله محل اختلاف نباشد، ولى احتمال داده شود شخصى که آن را مرتکب مىشود، به حکم مسئله نادان باشد، ظاهر این است که امرونهى او واجب است؛ مخصوصاً اگر (در ندانستن حکم) مقصر باشد. احتیاط این است که اولاً او را به حکم مسئله ارشاد کند؛ آنگاه اگر به آن اصرار کرد، انکارش کند؛ مخصوصاً اگر (جاهل) قاصر باشد (حضرت امام، امام خامنه ای).[132]
نکته: اگر انسان مشاهده کند فردی بعضی از افعال نمازش را اشتباه انجام میدهد، چنانچه جهل او به اجزاء و شرایطی باشد که اخلال به آنها از روی جهل به صحت نماز ضرر نزند، آگاه کردن او واجب نیست، ولی اگر از اجزاء و شرایطی است که اخلال به آنها هر چند از روی جهل، موجب بطلان نماز و لزوم اعاده شود؛ مثل وضو، غسل، وقت، رکوع و سجود، در این صورت باید حکم صحیح را به او بگوید. (امام خامنه ای) [133]
- اگر فرد مکلّف در موردی اطلاع از حکم شرعی نداشته باشد، مثل آنکه فردی نداند استفاده از انگشتر طلا بر مرد حرام است یا گوش دادن به موسیقی لهوی و غنا حرام است یا پوشش قدم پای زن در مقابل نامحرم واجب است و به علّت جهل به حکم شرعی و ندانستن مسائل محلّ ابتلایش، این موارد را رعایت نمیکند، با شرایط ذیل، یاد دادن حکم شرعی و ارشاد وی واجب است:
1. آن حکم، از احکام الزامیّه (واجب یا حرام) باشد.
2. حکم مذکور محلّ ابتلای فرد جاهل باشد، مانند بسیاری از مسائل نماز و روزه.
3. آن حکم از موارد اختلافی در فقه نباشد که احتمال عقلایی داده شود وی از مجتهد جامع الشرایطی تقلید مینماید که آن مورد را از احکام الزامیه (واجب یا حرام) نمیداند.
4. فردی که میخواهد ارشاد نماید، اطلاع از حکم الزامی داشته باشد.
5. احتمال عقلایی تأثیر در فرد جاهل وجود داشته باشد.
6. یاد دادن به وی موجب سختی فوقالعادهای که معمولاً تحمّل نمیشود (حَرَج) نباشد؛ البتّه احتمال حرج کافی نیست و برای رفع تکلیف یقین یا اطمینان به حرج لازم است.
7. یاد دادن به وی موجب ضرر قابل توجّه نباشد؛ البتّه اطمینان به ضرر لازم نیست، بلکه برای رفع تکلیف، خوف ضرر کافی است.
شایان ذکر است، در مواردی که فرد جاهل درصدد یادگیری و تعلّم حکم مسأله است ارشاد وی – با تحقّق شرایط فوق – لازم میباشد و همین طور است اگر با وجود التفات به ندانستن حکم مسأله، درصدد یادگیری آن نباشد، بلکه اگر فرد به علّت غفلتی که نسبت به آن مسأله دارد، احتمال ثبوت حکم الزامی در آن مورد را نمیدهد و به این علّت درصدد یادگیری آن نیست، باز هم بنابر احتیاط لازم، یاد دادن مسأله به او واجب است. (آیت الله سیستانی)[134]
- ارشاد جاهل در واجبات و محرمات واجب است (آیتاللهمکارم).[135]
وجوب ارشاد جاهل به موضوع
آیا ارشاد در موضوعات نیز واجب است؟[136]
- اگر فاعل به موضوع جاهل باشد، نه انکار او و نه برطرفکردن جهل او واجب نیست؛ مثل اینکه نماز را ازروى غفلت یا فراموشى ترک کند یا مایع مستکنندهاى را از باب اینکه موضوع را نمىداند (که مستکننده است) بنوشد. ولى اگر مطلب از چیزهای بااهمیت باشد و مولا مطلقاً به فعل یا ترک آن رضایت نداشته باشد، واجب است آن را برپا دارد و او را امر یا نهى کند؛ مانند قتل نفس محترمه (حضرت امام، امام خامنه ای).
- ارشاد جاهل در موضوعات محضه لازم نمیباشد و واجب نیست کسی که نسبت به موضوع، اطلاع ندارد را ارشاد نمود؛ مگر در موارد خاص که ارشاد جاهل لازم میباشد، از جملۀ آنها موارد ذیل میباشد:
الف. موردی که معلوم باشد شارع مقدّس به وقوع آن کار – هرچند نسبت به جاهلِ به موضوع – رضایت ندارد؛ مثل اشتباه کسی که قتل او حرام است با کسی که قتل او جایز است.
ب. موردی که مندرج در قاعدۀ تسبیب در حرام باشد؛ مثل اینکه فرد آب نجس یا غذای نجس را برای آشامیدن یا خوردن در اختیار فرد جاهل به موضوع قرار دهد، در حالی که وی در معرض خوردن یا آشامیدن شیء نجس باشد. (آیت الله سیستانی)
- ارشاد جاهل در موضوعات لازم نیست؛[137] مگر در جایی که احراز شود شارع مقدس به وقوع آن کار هرچند دربارۀ جاهلِ به موضوع رضایت ندارد؛ مثل اشتباه کسیکه قتل او حرام است، با کسیکه قتل او جایز است (آیت الله مکارم).
عوضشدن فتوای مجتهد
- اگر کسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید، چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود، لازم نیست به او خبر دهد که فتواى ایشان عوض شده است (حضرت امام و آیت الله سیستانی).[138]
- درصورت تغییر فتوای مرجع تقلید، احتیاط واجب این است که اگر اطلاع پیدا کرد، اطلاع دهد (آیتاللهمکارم).[139]
با توجه به اینکه طی استفتایی فرموده بودید اعلام تغییر فتوا احتیاط واجب است، میخواستم بدانم چرا در مسئلۀ ۱۵ رساله، اعلام تغییر فتوا را لازم ندانستهاید.
- هرگاه تغییر فتوا بهسبب خطا باشد، باید اعلان کند؛ اما اگر طبق موازین، خطایی سر نزده، بلکه مدارک جدیدی پیدا کرده است و فتوای او تغییر کرده، اعلام آن لازم نیست (آیتاللهمکارم).[140]
اشتباه گفتن فتوای مجتهد
– اگر شخصی فتوای مجتهد را اشتباه بگوید چه وظیفه ای دارد؟[141]
- اگر شخصی فتوای مجتهد را اشتباه بگوید، باید به هرکسیکه از او یاد گرفته است، اطلاع دهد (حضرت امام ).
- در تصدى نقل فتواى مجتهد و بیان احکام شرعى، اجازهداشتن شرط نیست؛ ولى کسىکه دچار خطا مىشود، جایز نیست متصدى این کار شود و اگر در مسئلهای اشتباه کرد، چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه کند. بههرحال، بر مستمع جایز نیست تا به صحت گفتار گوینده اطمینان پیدا نکرده است، به نقل او عمل کند (امام خامنه ای ).
- اگر بعد از گفتن فتوی، بفهمد اشتباه كرده و گفته او موجب آن میشود كه آن شخص بر خلاف وظیفه شرعیاش عمل كند، باید بنابر احتیاط لازم، اشتباه را در صورت امكان برطرف كند. (آیت الله سیستانی).
- هرگاه کسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه کرده است، باید بعد از اطلاع، صحیحِ آن را بگوید و اگر در منبر و سخنرانى گفته است، باید آن را در جلسات مختلف تکرار کند تا کسانىکه به اشتباه افتادهاند، از اشتباه در آیند. اما اگر فتواى آن مجتهد تغییر کرده است، اعلام تغییر بر او لازم نیست (آیتاللهمکارم).
تغییر مرجع و حکم اعمال گذشته
کسی طبق فتوای مجتهدی عمل نموده که سن بلوغ دختر را 13 سال می دانسته است. حال از مجتهدی تقلید می کند که سن تکلیف دختر را 9 سال قائل است. حکم نماز و روزه های قبلی که با استناد به فتوای مجتهد سابق نخوانده چیست؟[142]
- باید قضاء کند. (امام خامنهای)
اگر شخصی عملی را مثل نماز در زمان حیات مرجع تقلید اولش انجام میداده و آن مرجع اول بخاطر رعایت نشدن برخی شروط، نماز مقلدش را باطل میدانسته، حال آن مرجع از دنیا رفته و این مقلد از مرجع تقلید دیگری تقلید میکند که به نظرش آن شرایط مراعاتش در نماز لازم نبوده، حال ایا نمازهای در زمان حیات مرجع تقلید اول را میتوان به فتوای مرجعی که اکنون از او تقلید میکند، مجزی و صحیح بداند؟[143]
- اگر در زمان عمل با قصد قربت انجام داده مثلاً جاهل به نظر مرجع بوده، محکوم به صحت است. (امام خامنهای)
- . امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس1. توضیح المسائل جامع، ج1، آغاز بحث تقلید. ↑
- . أصول الکافی، ج1، کتاب العقل والجهل، ص11، ح7. ↑
- . بقره/286. ↑
- . تحف العقول، ص246، باب حِکَم الحسین(علیه السلام) و مواعظه. ↑
-
. توضیحالمسائل مراجع، ج2، م 2252؛ امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس1. توضیح المسائل جامع، م1، سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&mid=252858&catid=27997 ↑
-
. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل جامع، ج1، م2؛ آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=7860&mid=252870 ↑
-
. توضیحالمسائل مراجع، ج2، م 2252؛ امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس1. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=27997&mid=266081 ↑
-
. بنابر آنچه گفته شده، دختران یا پسرانی که تاریخ تولّدشان به سال قمری مشخّص نیست، ولی تاریخ تولّد آنان به سال شمسی معلوم است، برای تبدیل سال شمسی به قمری، کافی است ابتدا دختران روزی که نه سال شمسی آنان و پسران روزی که پانزده سال شمسی¬شان کامل میگردد را مشخّص نموده، سپس دختران 97 روز و پسران 162 روز از آن کم کنند، به این ترتیب روز کامل شدن 9 یا 15 سال قمری آنان معیّن میشود.
به عنوان مثال دختر خانمی که در تاریخ 10 مردادماه 1394 به دنیا آمده است، در تاریخ 10 مردادماه 1403، نه سال شمسی وی کامل میگردد. چنانچه 97 روز از این تاریخ کم نماید، تاریخ 6 اردیبهشتماه 1403 به دست میآید که بیانگر تاریخ کامل شدن 9 سال قمری او و رسیدن به سنّ تکلیف است.
شایان ذکر است به علّت وجود موقعیّتهای جغرافیایی مختلف در سطح کرۀ زمین و یکسان نبودن تعداد روزهای ماههای سال و تقریبی بودن محاسبۀ مذکور و عدم لحاظ ساعت و ثانیه در آن و جهات تأثیرگذار دیگر، گاه تاریخی که بر اساس این محاسبه به دست می¬آید، یک یا دو روز متغیّر است. بنابراین، تا حدّ دو روز، احتیاط در مورد این محاسبه رعایت گردد و برای آنکه محاسبه دقیقتر از این باشد، باید هر موردی جداگانه حساب شود. (توضیح المسائل جامع، ج1، ذیل مسئله1.) ↑
- . سایت آیت الله مکارم: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=25435&mid=252867 ↑
-
. تحریر الوسیله، فصل فی الحیض، توضیح المسائل جامع، م596. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=45162&mid=257398 ↑
- . سایت آیت الله مکارم:https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=520&mid=262778 ↑
- . العروه الوثقی، توضیح المسائل جامع، ج1، م3. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م15. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م156. ↑
- . که در فصل «کلّیّات نماز» ذکر میشود توضیح المسائل جامع، فصل «کلیّات نماز»، مبحث «آمادهسازی کودکان برای نماز قبل از بلوغ»، قبل از مسألۀ «949». ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م1509. ↑
- . سایت ادمین امام خامنه ای، سوالات سامانه جامع نگاه، پوشش و معاشرت سوال شماره 289788؛ توضیح المسائل جامع، ج1، م4؛ سایت آیت الله مکارم: http://www.makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=28148&mid=263426 ↑
- . امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس1. ↑
- . امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس2. ↑
-
. سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۲؛ سیدعلی خامنهای، تحریر المسائل، «به احتیاط مستحب از مجتهد متجزی تقلید نکند»، م۲۲. سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی؛ سایت:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&mid=252874&catid=44421 ↑
- . سیدروحالله خمینی، آموزش فقه، ص۲۱؛ ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، م۴۳؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین؛. ↑
-
. سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳ و تحریر المسائل، م۹. سیدعلی سیستانی، توضیح المسائل جامع، م3. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=1024&mid=252851 ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲ و م۶۶؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، م۱؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۲ و تحریرالمسائل، م۱۱. سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، م۳؛ ↑
- . عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۳و۶۶. ↑
- . توضیح المسائل جامع، م7. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۶و م۲۹، ۶۷؛ سیدروحالله خمینی؛ ناصر مکارم شیرازی؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۵؛ سیدعلی سیستانی؛ «محل تقلید و مورد آن، احکام فرعیۀ عملیه است؛ پس تقلید در اصول دین و نه در مسائل اصول فقه و نه در مبادی استنباط جاری نمیشود؛ مثل نحو و صرف و مانند این دو و نه در موضوعات مستنبطۀ عرفیه یا لغویه و نه در موضوعات صرفه. پس هرگاه مقلد مثلاً در مایعی شک کرد که آیا خمر است یا سرکه و مجتهد گفت که آن خمر است، تقلید او جایز نیست» (سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، س۱و۴۱)؛ منهاج الصالحین، ج۱، م۱.توضیحالمسائل مراجع، م۱؛ سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱؛ ؛ ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، مجاز و غیرمجاز، س۴. توضیحالمسائل مراجع، م۱؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، س۳. ↑
- . سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، س۴۰. سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۵؛ حسین وحید خراسانی، توضیحالمسائل، م۱؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۶۷؛ ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، عمل بدون تقلید، س۳. ↑
- . سید علی سیستانی، توضیح المسائل جامع، م7. ↑
- . سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، م۴۷؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۵۰ و تحریر المسائل، م۴۰.محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۳۹؛ و س۴۰؛ سیدموسی شبیری زنجانی، توضیحالمسائل مراجع، م۷؛ جواد تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، م۴۸. سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی، مجمع المسائل، ج۱، س۳۷. سیدعلی سیستانی، رسالۀ جامع، ج۱، م۷. منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۳۱؛ وحید خراسانی، منهاج الصالحین؛ سیدابوالقاسم خویی، ج۲، تقلید، م۳۱. ↑
- . محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۴۲و۳۹و۴۰ و ج۲، س۳۱ و ج۱، س۳۱. ↑
-
. امام خامنه ای، سادیت ادمین، سوالات سامانه جامع مسائل متفرقه سوال شماره 606340، تاریخ: 1394/09/14، ناصر مکارم شیرازی، سایت:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44429&mid=252984
فتوا عبارت است از بیان حکمی کلى که مجتهد آن را از کتاب و سنت استفاده کرده است؛ ولى حکم، انشا و دستورى است در موضوع خاص جزئى که مجتهد جامعالشرایط صادر مىکند (آیتاللهصافی) ↑
- . سید علی سیستانی، توضیح المسائل جامع، م8. توضیح المسائل آیت الله شبیری زنجانی ↑
- . رعایت الأعلم فالأعلم یعنی مكلّف باید مجتهدی را برای مراجعه انتخاب نماید كه هم رتبه با مرجع تقلید فرد از نظر علمی باشد و در صورتی كه مجتهد مساوی یافت نشد، به مجتهدی كه از نظر علمی از مرجع تقلید خودش پایین تر و از سایر مجتهدان بالاتر است مراجعه كرده و از او تقلید نماید (اصطلاحاً به او مجتهد فالاعلم گفته میشود). ↑
- . سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، س۴۷ و تحریر المسائل، م۴۰. سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۵۰ و تحریر المسائل، م۴۰.سیدعلی سیستانی، رسالۀ جامع، ج۱، م۸. منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۳۱؛حسین وحید خراسانی و سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین؛ ج۱، تقلید، م۳۱. سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی و لطفالله صافی گلپایگانی، هدایة العباد، ج۱، م۳۷؛ محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۳۹و۴۲ و ج۲، س۳۱و۳۳. ↑
- . محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۳۹و۴۲ و ج۲، س۳۱و۳۳. ↑
- . محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۴۲؛ آیتاللهسیستانی، استفتای کتبی خصوصی. ↑
- . توضیح المسائل مراجع، م7. ↑
- . سید علی سیستانی، توضیح المسائل جامع، ج1، کتاب استفتائات، سوال6. ↑
- . مناسک حج، چ۳، ۱۳۹۱، احکام تقلید، فتاوی آیات عظام سیستانی، مکارم ؛ مناسک حج، چ۳، ۱۳۸۶، احکام تقلید، م۱۳۵۹، فتاوی مقام معظم رهبری. ↑
- . ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، س۱۲، سایت، تقلید، اصطلاحات فقهی، س۱۸. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۳۱. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۸؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۶۴؛ متن داخل پرانتز را آیات عظام محمدتقی بهجت و ناصر مکارم شیرازی ندارند؛ ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، اصطلاحات فقهی، س۳. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۳۱؛. محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۳، س۴۲، ش۱۷؛ سیدمحمدرضا موسوی، ↑
- . سایت آیت الله مکارم:https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44432&mid=252997 ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۲؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۲؛ سیدعلی خامنهای، رساله آموزشی، تقلید، درس۲، ص۱۵؛ تحریر المسائل، م۲۹. توضیح المسائل جامع، ج1، م6، توضیح المسائل آیت الله مکارم، م3. ↑
- . توضیحالمسائل، م۲؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۳؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، تقلید، م۲۸؛ سیدعلی خامنهای، رساله آموزشی درس2؛ تحریر المسائل، م۲۰. سیدعلی سیستانی، توضیح المسائل جامع، ج1، م7. ↑
-
. رساله آموزشی، درس ، توضیحالمسائل، م۲؛ منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۸،؛ سیدعلی سیستانی: توضیحات بیشتر؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۷. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44422&mid=252913 ↑
- . توضیح المسائل مراجع، م2، آیت الله سیستانی، توضیح المسائل جامع، م4، توضیح المسائل آیت الله مکارم، م4. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م 5 و ۳؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۰؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۹؛سیدعلی خامنهای، رساله آموزشی، درس3.اجوبة الاستفتائات، س۲۴و۲۵و۲۷: «احراز اجتهاد و اعلمیت مرجع تقلید بهوسیلۀ امتحان یا تحصیل یقین، هرچند از شهرت مفیدِ علم یا اطمینان یا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت میگیرد»؛ توضیحالمسائل، م۳؛ ناصر مکارم شیرازی؛ آیت الله سیستانی توضیحالمسائل، م۳؛ منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۰؛ ↑
- . جواد تبریزی، استفتائات، س۵۶ و ج۲، س۱۸؛ آیتاللهنوری، توضیحالمسائل، م۳؛ حسین وحید خراسانی، توضیحالمسائل، م۳؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۲۴و۲۵؛ محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۲، س۱۱؛ توضیحالمسائل مراجع، م۳؛ سیدابوالقاسم خویی، استفتائات، تقلید، س۷؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، س۸. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۰؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، م۲۰. محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۱، تقلید، س۸؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، س۸؛ سایت، راههای شناخت اعلم، س۴؛ مجمع المسائل، سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی، ج۱، س۷و۲۱. ↑
-
. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=21&catid=44422
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44422&mid=252910 ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۴؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۱. امام خامنه ای، سوالات سامانه جامع تکلیف و تقلید سوال شماره 536535؛ منهاج الصالحین، ج۱، ۱۴۳۰، م۸؛ توضیحالمسائل، م۴؛ ناصر مکارم شیرازی، توضیحالمسائل جدید، چ۴۵، م۶؛ و استفتائات، ج۱، س۱۷و ج۲، س۱۵ و سایت: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44422&mid=252895 ↑
-
. منظور از «علم اجمالی» در اینجا مواردی است که مکلّف علم به اصل تکلیف دارد و می¬داند عملی بر او واجب شده، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد. در این صورت، چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد مانند نماز شکسته و نماز تمام، علم اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب، موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
به عنوان مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که شهری را که در حدّ مسافت شرعی از وطنش قرار دارد به عنوان مقرّ دانشجویی خویش برای مدّت چند سال انتخاب نموده است و کثیر السفر هم نیست، در رابطه با چگونگی نماز خواندن وی، مجتهد اول می¬گوید: «در مقرّ مذکور نماز تمام است، هرچند فرد قصد ده روز نداشته باشد» و مجتهد دوم که مساوی یا در حکم مساوی با مجتهد اول به حساب می¬آید میگوید: «نماز شکسته است، مگر آنکه فرد قصد ده روز داشته باشد»، در این حال، در ایّامی که دانشجوی مذکور نمیخواهد ده روز در آنجا بماند، وی به هنگام اذان ظهر، علم دارد که نماز ظهر بر او واجب است، ولی نمیداند نماز بهطور کامل بر وی واجب است یا بهطور شکسته، بنابراین اصل تکلیف برای او روشن است، ولی مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که نماز ظهر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد.
امّا چنانچه مورد از موارد «علم اجمالی» نباشد، مثل جایی که مکلّف علم به اصل تکلیف ندارد و اصل تکلیف مشکوک است و به حجّت معتبری ثابت نشده، رعایت این احتیاط در فرض مسأله لازم نیست؛
به عنوان مثال، ماشینی که در حدّ شأن و مورد استفادۀ شخصی و خانوادگی بوده و مؤونه محسوب می¬شود را در نظر بگیرید که فرد آن را از درآمد بین سالش خریده است. وی این ماشین را بعد از چندین سال استفاده بدون ترقّی قیمت میفروشد. در این فرض، مجتهد اوّل می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس ندارد» و مجتهد دوّم می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس دارد». بنابراین، مکلّف در این صورت، در اصل تکلیف شک دارد و نمی¬داند پرداخت خمس بر او واجب است یا نه. در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی باشند آنچنان که توضیح آن در متن آمد، فرد میتواند از مجتهدی تقلید نماید که می¬گوید: «پول مذکور، خمس ندارد» و لازم نیست مطابق با احتیاط عمل نموده و خمس آن را بپردازد.
همچنین، اگر مورد از موارد علم اجمالی باشد، ولی علم اجمالی منجّز نباشد، رعایت احتیاط لازم نیست؛ مثل موردی که تکلیف بین دو امری که «اقلّ و اکثر» هستند مردّد باشد. در این مورد، دو مثال ذکر میشود:
الف. اگر یک مجتهد بگوید: «بر نمازگزار واجب است تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم سه بار بگوید» و مجتهد دیگر بگوید: «یک بار کافی است»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که یک بار تسبیحات اربعه را کافی میداند.
ب. اگر یک مجتهد بگوید: «در وضو مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی است» و مجتهد دیگر بگوید: «مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی نیست و علاوه بر آن، باید روی پا تا مفصل مسح شود»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که مسح پا را تا برآمدگی روی پا کافی میداند؛ امّا چنانچه یکی از دو مجتهد اعلم از دیگری است، مکلّف باید مطابق با فتوای اعلم عمل نماید.
شایان ذکر است برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
-
. مراد از «حجّت اجمالی» مواردی است که مکلّف، خود، علم به اصل تکلیف ندارد، ولی اصل تکلیف به «حجّت شرعی» بر عهدۀ او ثابت شده است، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد، در این صورت چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد، مانند روزه گرفتن و صدقه دادن، حجّت اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
مثل اینکه دو مجتهد در مورد فردی که حج مشرّف شده و عمل حرامی از «محرّمات احرام» را در اثنای مناسک حج انجام داده «فتوی» بدهند و در قالب مسألۀ فقهی بگویند: «فردی که فلان عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد، لازم است کفّاره بدهد»؛ ولی دو مجتهد در مقام تعیین نوع کفّاره اختلاف نظر داشته باشند و در فتوای مستقل دیگری غیر از مسألۀ نخست، نوع کفّاره را مشخّص نمایند، مثلاً یکی از دو مجتهد بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد لازم است سه روز روزه بگیرد» و مجتهد دیگر هم بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد باید صدقه بدهد» و کفّارۀ مذکور بر اساس هر دو فتوی «تعیینی» باشد نه «تخییری»، در این حال، چنانچه مورد کفّاره از قطعیّات و امور مسلّم فقهی نباشد، مکلّف علم به اینکه تکلیفی بر عهدۀ او آمده ندارد، ولی بر اساس گفتار دو مجتهد که در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی هستند، اصل وجوب کفّاره بر وی ثابت میگردد، ولی نمیداند سه روز روزه است یا صدقه دادن به فقرا. بنابراین، مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که فرد هم سه روز روزه بگیرد و هم صدقه بپردازد.
شایان ذکر است سایر توضیحات حجّت اجمالی نیز مشابه علم اجمالی است که به جهت رعایت اختصار آن را ذکر نمیکنیم و برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م13. ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۴ و تحریر المسائل، م۲۷. ناصر مکارم شیرازی، سایت، راههای شناخت اعلم، س۱. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۴؛ سیدروحالله خمینی: بنابر احتیاط مستحب، از اورع تقلید کند و همچنین تبعیض در تقلید جایز است؛ حتی در احکام عمل واحد؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۳و۶۵؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۵؛ هزارویک مسئلۀ فقهی، ج۱، س۱۳ و ج۲، س۴. امام خامنه ای،سوالات سامانه جامع تکلیف و تقلید سوال شماره 1306089؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۸؛ آیت الله مکارم، توضیحالمسائل، م۶؛ ↑
-
. منظور از «علم اجمالی» در اینجا مواردی است که مکلّف علم به اصل تکلیف دارد و می¬داند عملی بر او واجب شده، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد. در این صورت، چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد مانند نماز شکسته و نماز تمام، علم اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب، موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
به عنوان مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که شهری را که در حدّ مسافت شرعی از وطنش قرار دارد به عنوان مقرّ دانشجویی خویش برای مدّت چند سال انتخاب نموده است و کثیر السفر هم نیست، در رابطه با چگونگی نماز خواندن وی، مجتهد اول می¬گوید: «در مقرّ مذکور نماز تمام است، هرچند فرد قصد ده روز نداشته باشد» و مجتهد دوم که مساوی یا در حکم مساوی با مجتهد اول به حساب می¬آید میگوید: «نماز شکسته است، مگر آنکه فرد قصد ده روز داشته باشد»، در این حال، در ایّامی که دانشجوی مذکور نمیخواهد ده روز در آنجا بماند، وی به هنگام اذان ظهر، علم دارد که نماز ظهر بر او واجب است، ولی نمیداند نماز بهطور کامل بر وی واجب است یا بهطور شکسته، بنابراین اصل تکلیف برای او روشن است، ولی مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که نماز ظهر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد.
امّا چنانچه مورد از موارد «علم اجمالی» نباشد، مثل جایی که مکلّف علم به اصل تکلیف ندارد و اصل تکلیف مشکوک است و به حجّت معتبری ثابت نشده، رعایت این احتیاط در فرض مسأله لازم نیست؛
به عنوان مثال، ماشینی که در حدّ شأن و مورد استفادۀ شخصی و خانوادگی بوده و مؤونه محسوب می¬شود را در نظر بگیرید که فرد آن را از درآمد بین سالش خریده است. وی این ماشین را بعد از چندین سال استفاده بدون ترقّی قیمت میفروشد. در این فرض، مجتهد اوّل می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس ندارد» و مجتهد دوّم می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس دارد». بنابراین، مکلّف در این صورت، در اصل تکلیف شک دارد و نمی¬داند پرداخت خمس بر او واجب است یا نه. در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی باشند آنچنان که توضیح آن در متن آمد، فرد میتواند از مجتهدی تقلید نماید که می¬گوید: «پول مذکور، خمس ندارد» و لازم نیست مطابق با احتیاط عمل نموده و خمس آن را بپردازد.
همچنین، اگر مورد از موارد علم اجمالی باشد، ولی علم اجمالی منجّز نباشد، رعایت احتیاط لازم نیست؛ مثل موردی که تکلیف بین دو امری که «اقلّ و اکثر» هستند مردّد باشد. در این مورد، دو مثال ذکر میشود:
الف. اگر یک مجتهد بگوید: «بر نمازگزار واجب است تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم سه بار بگوید» و مجتهد دیگر بگوید: «یک بار کافی است»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که یک بار تسبیحات اربعه را کافی میداند.
ب. اگر یک مجتهد بگوید: «در وضو مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی است» و مجتهد دیگر بگوید: «مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی نیست و علاوه بر آن، باید روی پا تا مفصل مسح شود»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که مسح پا را تا برآمدگی روی پا کافی میداند؛ امّا چنانچه یکی از دو مجتهد اعلم از دیگری است، مکلّف باید مطابق با فتوای اعلم عمل نماید.
شایان ذکر است برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
-
. مراد از «حجّت اجمالی» مواردی است که مکلّف، خود، علم به اصل تکلیف ندارد، ولی اصل تکلیف به «حجّت شرعی» بر عهدۀ او ثابت شده است، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد، در این صورت چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد، مانند روزه گرفتن و صدقه دادن، حجّت اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
مثل اینکه دو مجتهد در مورد فردی که حج مشرّف شده و عمل حرامی از «محرّمات احرام» را در اثنای مناسک حج انجام داده «فتوی» بدهند و در قالب مسألۀ فقهی بگویند: «فردی که فلان عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد، لازم است کفّاره بدهد»؛ ولی دو مجتهد در مقام تعیین نوع کفّاره اختلاف نظر داشته باشند و در فتوای مستقل دیگری غیر از مسألۀ نخست، نوع کفّاره را مشخّص نمایند، مثلاً یکی از دو مجتهد بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد لازم است سه روز روزه بگیرد» و مجتهد دیگر هم بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد باید صدقه بدهد» و کفّارۀ مذکور بر اساس هر دو فتوی «تعیینی» باشد نه «تخییری»، در این حال، چنانچه مورد کفّاره از قطعیّات و امور مسلّم فقهی نباشد، مکلّف علم به اینکه تکلیفی بر عهدۀ او آمده ندارد، ولی بر اساس گفتار دو مجتهد که در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی هستند، اصل وجوب کفّاره بر وی ثابت میگردد، ولی نمیداند سه روز روزه است یا صدقه دادن به فقرا. بنابراین، مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که فرد هم سه روز روزه بگیرد و هم صدقه بپردازد.
شایان ذکر است سایر توضیحات حجّت اجمالی نیز مشابه علم اجمالی است که به جهت رعایت اختصار آن را ذکر نمیکنیم و برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م13. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۴۷؛ سیدروحالله خمینی: «بنا بر احتیاط لازم واجب است»؛ سیدعلی سیستانی؛ ناصر مکارم شیرازی؛ محمدتقی بهجت، استفتائات، ج۱، تقلید، س۱۵۲؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، س۱۶و۱۷. سیدعلی خامنهای، رسالۀ آموزشی، تقلید، ص۱۷ و اجوبة الاستفتائات، س۱۸ و تحریر المسائل، م۲۸. ↑
- . امام خامنه ای، رساله آموزشی، درس2. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۰؛ سیدروحالله خمینی: «بر مکلف عامی واجب است در زمانیکه مشغول فحص و پیداکردن مجتهد یا تشخیص اعلم است، به احتیاط عمل کند و در فرض دوم که درحال جستوجو از اعلم است، کافی است فتوای چند مجتهد محتملالاعلمیه را به دست آورد و در آنها احتیاط کند؛ یعنی به آن فتوایی عمل کند که به احتیاط نزدیک باشد» (تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۹، استفتائات و ج۱، تقلید، س۲۱). ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۴۴و۴۵؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، تقلید، م۱۳؛ آموزش فقه، ص۲۶؛ وسیلة النجاه، تقلید، م۴و۱۳؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۱و۱۲و۳۴. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۱و۲۲و۳۴؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳۱و۴۵؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، تقلید، م۱۳؛ آموزش فقه، ص۲۶؛ ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳۱و۴۵؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، تقلید، م۴و۱۳؛ آموزش فقه، ص۲۶؛ وسیلة النجاه، تقلید، م۴و۱۳؛ آقای فلاحزاده هم در آموزش فقه، درس۳، ص۲۴، چاپ۹۱، اینگونه توضیح داده است: «در برخی از چاپهای کتاب تحریر الوسیله، تعبیر ’یجوز العدول…‘ آمده است؛ ولی بارها از اعضای محترم شورای استفتای امامخمینی سؤال شد و فرمودند بهفتوای ایشان عدول در فتوا به مجتهد مساوی جایز نیست.» در کتاب تفصیل الشریعه شرح تحریر الوسیله آیتالله فاضل لنکرانی هم عبارت «لا یجوز» وجود دارد. آیت الله سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۸و۱۴ و توضیحالمسائل، م۸. ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، تغییر مرجع، س۱و۵و۷و۸. ↑
-
. منظور از «علم اجمالی» در اینجا مواردی است که مکلّف علم به اصل تکلیف دارد و می¬داند عملی بر او واجب شده، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد. در این صورت، چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد مانند نماز شکسته و نماز تمام، علم اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب، موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
به عنوان مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که شهری را که در حدّ مسافت شرعی از وطنش قرار دارد به عنوان مقرّ دانشجویی خویش برای مدّت چند سال انتخاب نموده است و کثیر السفر هم نیست، در رابطه با چگونگی نماز خواندن وی، مجتهد اول می¬گوید: «در مقرّ مذکور نماز تمام است، هرچند فرد قصد ده روز نداشته باشد» و مجتهد دوم که مساوی یا در حکم مساوی با مجتهد اول به حساب می¬آید میگوید: «نماز شکسته است، مگر آنکه فرد قصد ده روز داشته باشد»، در این حال، در ایّامی که دانشجوی مذکور نمیخواهد ده روز در آنجا بماند، وی به هنگام اذان ظهر، علم دارد که نماز ظهر بر او واجب است، ولی نمیداند نماز بهطور کامل بر وی واجب است یا بهطور شکسته، بنابراین اصل تکلیف برای او روشن است، ولی مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که نماز ظهر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد.
امّا چنانچه مورد از موارد «علم اجمالی» نباشد، مثل جایی که مکلّف علم به اصل تکلیف ندارد و اصل تکلیف مشکوک است و به حجّت معتبری ثابت نشده، رعایت این احتیاط در فرض مسأله لازم نیست؛
به عنوان مثال، ماشینی که در حدّ شأن و مورد استفادۀ شخصی و خانوادگی بوده و مؤونه محسوب می¬شود را در نظر بگیرید که فرد آن را از درآمد بین سالش خریده است. وی این ماشین را بعد از چندین سال استفاده بدون ترقّی قیمت میفروشد. در این فرض، مجتهد اوّل می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس ندارد» و مجتهد دوّم می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس دارد». بنابراین، مکلّف در این صورت، در اصل تکلیف شک دارد و نمی¬داند پرداخت خمس بر او واجب است یا نه. در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی باشند آنچنان که توضیح آن در متن آمد، فرد میتواند از مجتهدی تقلید نماید که می¬گوید: «پول مذکور، خمس ندارد» و لازم نیست مطابق با احتیاط عمل نموده و خمس آن را بپردازد.
همچنین، اگر مورد از موارد علم اجمالی باشد، ولی علم اجمالی منجّز نباشد، رعایت احتیاط لازم نیست؛ مثل موردی که تکلیف بین دو امری که «اقلّ و اکثر» هستند مردّد باشد. در این مورد، دو مثال ذکر میشود:
الف. اگر یک مجتهد بگوید: «بر نمازگزار واجب است تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم سه بار بگوید» و مجتهد دیگر بگوید: «یک بار کافی است»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که یک بار تسبیحات اربعه را کافی میداند.
ب. اگر یک مجتهد بگوید: «در وضو مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی است» و مجتهد دیگر بگوید: «مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی نیست و علاوه بر آن، باید روی پا تا مفصل مسح شود»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که مسح پا را تا برآمدگی روی پا کافی میداند؛ امّا چنانچه یکی از دو مجتهد اعلم از دیگری است، مکلّف باید مطابق با فتوای اعلم عمل نماید.
شایان ذکر است برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
-
. مراد از «حجّت اجمالی» مواردی است که مکلّف، خود، علم به اصل تکلیف ندارد، ولی اصل تکلیف به «حجّت شرعی» بر عهدۀ او ثابت شده است، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد، در این صورت چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد، مانند روزه گرفتن و صدقه دادن، حجّت اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
مثل اینکه دو مجتهد در مورد فردی که حج مشرّف شده و عمل حرامی از «محرّمات احرام» را در اثنای مناسک حج انجام داده «فتوی» بدهند و در قالب مسألۀ فقهی بگویند: «فردی که فلان عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد، لازم است کفّاره بدهد»؛ ولی دو مجتهد در مقام تعیین نوع کفّاره اختلاف نظر داشته باشند و در فتوای مستقل دیگری غیر از مسألۀ نخست، نوع کفّاره را مشخّص نمایند، مثلاً یکی از دو مجتهد بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد لازم است سه روز روزه بگیرد» و مجتهد دیگر هم بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد باید صدقه بدهد» و کفّارۀ مذکور بر اساس هر دو فتوی «تعیینی» باشد نه «تخییری»، در این حال، چنانچه مورد کفّاره از قطعیّات و امور مسلّم فقهی نباشد، مکلّف علم به اینکه تکلیفی بر عهدۀ او آمده ندارد، ولی بر اساس گفتار دو مجتهد که در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی هستند، اصل وجوب کفّاره بر وی ثابت میگردد، ولی نمیداند سه روز روزه است یا صدقه دادن به فقرا. بنابراین، مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که فرد هم سه روز روزه بگیرد و هم صدقه بپردازد.
شایان ذکر است سایر توضیحات حجّت اجمالی نیز مشابه علم اجمالی است که به جهت رعایت اختصار آن را ذکر نمیکنیم و برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م13. ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، «بنا بر احتیاط واجب»، س۲۲ و تحریر المسائل، م۱۳؛ سیدروحالله خمینی، توضیحالمسائل، م۹ و تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۳؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۶. منهاج وحید ج2 م6، رساله زنجانی م 10 ↑
- . سیدروحالله خمینی، توضیحالمسائل، م۹؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۲ و استفتائات، ج۱، تقلید، س۲۰تا۲۳؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳۵؛ تحریر المسائل، م۱۳و۱۴، «احتیاط مستحب بقای بر تقلید میت اعلم است»، استفتای خصوصی، ۱۷، کد پیگیری: ۳۷۹۱۷۸۳۸. سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۷ و توضیحالمسائل، م۸؛. ↑
- . امام خامنه ای، استفتای خصوصی، ۱۷، کد پیگیری: ۳۷۹۱۷۸۳۸. سیدعلی سیستانی، توضیحالمسائل، م۸ و منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۷؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۱، س۴ و ج۲، س۶ و ج۳، س۱۵ و سایت، بقای بر تقلید میت، س۲. ↑
- . سیدروحالله خمینی، توضیحالمسائل، م۹؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳۵ و تحریر المسائل، م۱۳؛ استفتای خصوصی، ۱۷، کد پیگیری: ۳۷۹۱۷۸۳۸؛. آیت الله سیستانی، تضیح المسائل جامع، م12. ↑
-
. منظور از «علم اجمالی» در اینجا مواردی است که مکلّف علم به اصل تکلیف دارد و می¬داند عملی بر او واجب شده، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد. در این صورت، چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد مانند نماز شکسته و نماز تمام، علم اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب، موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
به عنوان مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که شهری را که در حدّ مسافت شرعی از وطنش قرار دارد به عنوان مقرّ دانشجویی خویش برای مدّت چند سال انتخاب نموده است و کثیر السفر هم نیست، در رابطه با چگونگی نماز خواندن وی، مجتهد اول می¬گوید: «در مقرّ مذکور نماز تمام است، هرچند فرد قصد ده روز نداشته باشد» و مجتهد دوم که مساوی یا در حکم مساوی با مجتهد اول به حساب می¬آید میگوید: «نماز شکسته است، مگر آنکه فرد قصد ده روز داشته باشد»، در این حال، در ایّامی که دانشجوی مذکور نمیخواهد ده روز در آنجا بماند، وی به هنگام اذان ظهر، علم دارد که نماز ظهر بر او واجب است، ولی نمیداند نماز بهطور کامل بر وی واجب است یا بهطور شکسته، بنابراین اصل تکلیف برای او روشن است، ولی مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که نماز ظهر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد.
امّا چنانچه مورد از موارد «علم اجمالی» نباشد، مثل جایی که مکلّف علم به اصل تکلیف ندارد و اصل تکلیف مشکوک است و به حجّت معتبری ثابت نشده، رعایت این احتیاط در فرض مسأله لازم نیست؛
به عنوان مثال، ماشینی که در حدّ شأن و مورد استفادۀ شخصی و خانوادگی بوده و مؤونه محسوب می¬شود را در نظر بگیرید که فرد آن را از درآمد بین سالش خریده است. وی این ماشین را بعد از چندین سال استفاده بدون ترقّی قیمت میفروشد. در این فرض، مجتهد اوّل می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس ندارد» و مجتهد دوّم می¬گوید: «پول فروش ماشین، خمس دارد». بنابراین، مکلّف در این صورت، در اصل تکلیف شک دارد و نمی¬داند پرداخت خمس بر او واجب است یا نه. در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی باشند آنچنان که توضیح آن در متن آمد، فرد میتواند از مجتهدی تقلید نماید که می¬گوید: «پول مذکور، خمس ندارد» و لازم نیست مطابق با احتیاط عمل نموده و خمس آن را بپردازد.
همچنین، اگر مورد از موارد علم اجمالی باشد، ولی علم اجمالی منجّز نباشد، رعایت احتیاط لازم نیست؛ مثل موردی که تکلیف بین دو امری که «اقلّ و اکثر» هستند مردّد باشد. در این مورد، دو مثال ذکر میشود:
الف. اگر یک مجتهد بگوید: «بر نمازگزار واجب است تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم سه بار بگوید» و مجتهد دیگر بگوید: «یک بار کافی است»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که یک بار تسبیحات اربعه را کافی میداند.
ب. اگر یک مجتهد بگوید: «در وضو مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی است» و مجتهد دیگر بگوید: «مسح پا از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا کافی نیست و علاوه بر آن، باید روی پا تا مفصل مسح شود»، در این حال، چنانچه دو مجتهد مذکور مساوی یا در حکم مساوی باشند، مکلّف میتواند از مجتهدی تقلید نماید که مسح پا را تا برآمدگی روی پا کافی میداند؛ امّا چنانچه یکی از دو مجتهد اعلم از دیگری است، مکلّف باید مطابق با فتوای اعلم عمل نماید.
شایان ذکر است برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
-
. مراد از «حجّت اجمالی» مواردی است که مکلّف، خود، علم به اصل تکلیف ندارد، ولی اصل تکلیف به «حجّت شرعی» بر عهدۀ او ثابت شده است، امّا اینکه آن تکلیف بهطور مشخّص کدام است، برایش معلوم نیست و اجمال دارد، در این صورت چنانچه مورد تکلیف (مکلَّف به) یکی از دو امر «متباین» باشد، مانند روزه گرفتن و صدقه دادن، حجّت اجمالی منجّز میشود و مکلّف بنابر احتیاط واجب موظّف میشود که مطابق با احتیاط رفتار نماید؛
مثل اینکه دو مجتهد در مورد فردی که حج مشرّف شده و عمل حرامی از «محرّمات احرام» را در اثنای مناسک حج انجام داده «فتوی» بدهند و در قالب مسألۀ فقهی بگویند: «فردی که فلان عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد، لازم است کفّاره بدهد»؛ ولی دو مجتهد در مقام تعیین نوع کفّاره اختلاف نظر داشته باشند و در فتوای مستقل دیگری غیر از مسألۀ نخست، نوع کفّاره را مشخّص نمایند، مثلاً یکی از دو مجتهد بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد لازم است سه روز روزه بگیرد» و مجتهد دیگر هم بگوید: «مکلّفی که این عمل حرام از محرّمات إحرام را انجام دهد باید صدقه بدهد» و کفّارۀ مذکور بر اساس هر دو فتوی «تعیینی» باشد نه «تخییری»، در این حال، چنانچه مورد کفّاره از قطعیّات و امور مسلّم فقهی نباشد، مکلّف علم به اینکه تکلیفی بر عهدۀ او آمده ندارد، ولی بر اساس گفتار دو مجتهد که در رتبۀ علمی و دقّت نظر با هم مساوی یا در حکم مساوی هستند، اصل وجوب کفّاره بر وی ثابت میگردد، ولی نمیداند سه روز روزه است یا صدقه دادن به فقرا. بنابراین، مورد تکلیف برای او مجْمَل است، در این فرض مراعات مقتضای احتیاط آن است که فرد هم سه روز روزه بگیرد و هم صدقه بپردازد.
شایان ذکر است سایر توضیحات حجّت اجمالی نیز مشابه علم اجمالی است که به جهت رعایت اختصار آن را ذکر نمیکنیم و برای اطلاع بیشتر از موارد دقیق لزوم یا عدم لزوم احتیاط، لازم است به کتب فقهی تخصّصی مراجعه شده و یا از اهل علم سؤال شود. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م13. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۷و۸؛ جواد تبریزی، منهاج الصالحین، ج۱، م۷ و استفتائات، ج۱، س۲۲و۲۶؛ منهاج الصالحین، حسین وحید خراسانی، ج۲، م۷؛ سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، ج۲، تقلید، م۷؛ محمدتقی بهجت، استفتائات، ج۱، س۱۱۹. ↑
-
. سیدروحالله خمینی، توضیحالمسائل، م۹؛ امام خامنهای، رساله اموزشی ج1 درس1؛ محمد فاضل لنکرانی، توضیحالمسائل، م۱۲؛ نوری همدانی، توضیحالمسائل، م۹ و هزارویک مسئلۀ فقهی، ج۱، س۶. سیدعلی سیستانی، توضیحالمسائل جامع، م12. ناصر مکارم شیرازی، توضیحالمسائل، م۱۰ و استفتائات، ج۱، س۲و۴ و ج۳، س۱۵. و سایت:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44424&mid=252932 ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۲؛ سیدروحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، تقلید۱۳؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۱، س۳، سایت، بقای بر تقلید، میت، س۵. ↑
- . سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۴؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۶۱، سیدعلی خامنهای، تحریر المسائل، م۱۷. سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۶۱؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۶. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۱۰؛ سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، س۳۵؛ سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۳۸و۳۹ و تحریر المسائل، م۳۵؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۱۴؛ حسین وحید خراسانی، منهاج الصالحین؛ سیدابوالقاسم خویی، ج۲، تقلید، م۱۴؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۰؛ محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۲، س۱۵؛ حسین وحید خراسانی، توضیحالمسائل، م۱۰؛ نظر آیتالله سیدابوالقاسم خویی در استفتائات متفاوت است، س۱۸: «پرسش: بنده از مقلدان مرحوم آیتالله سیدمحسن حکیم بودم سابقاً. سپس به شما رجوع کردم مطلقاً. آیا الان برای من جایز است به ایشان در طهارت کتابی(كافر اهل كتاب) رجوع کنم؟ پاسخ: بله، میتوانید، اگر این حکم را در زمان حیات ایشان از ایشان میدانستید تا الان»؛ حسین نوری همدانی، هزارویک مسئلۀ فقهی، ج۱، س۱۶؛ جواد تبریزی، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۴؛ سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی، هدایة العباد، ج۱، م۱۴. ↑
- . سایت آیت الله مکارم: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44425&mid=252945 ↑
- . سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۵؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۱؛ مکارم شیرازی. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۵: توضیح المسائل جامع، ج1، م24. ↑
-
. سیدعلی خامنهای، م۱۶؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۵. توضیح المسائل جامع، ج1، م15. سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44424&mid=252926 ↑
- . رسالۀ آموزشی، درس ۱، ص۱۱ و اجوبة الاستفتائات، س۶ و تحریر المسائل، م۱. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۱۱؛ سیدروحالله خمینی، استفتائات، ج۱، تقلید، س۷۳و۹۵؛ ناصر مکارم شیرازی، توضیحالمسائل، م۱۲؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۱۹؛ ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۷؛ ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۸،. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۸؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۲۳. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۱۸و۱۹؛ منهاج الصالحین، سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۲۸. ↑
- . توضیح المسائل جامع، م15. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۴؛ سیدعلی سیستانی: «یا استعلام فتوا حین ابتلا برای مکلف ممکن نباشد»؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۱۷؛ ناصر مکارم شیرازی: «ندانستن فتوا هم مانند همین است»؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۴؛ ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۸. ↑
- . سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۲۰؛ استفتائات، ج۱، تقلید، س۳۲؛ سیدروحالله خمینی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۶. ↑
- . مطابقه مع فتوی من یجب تقلیده حین النظر. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۶؛ ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۱۶. ↑
-
. امام خامنهای، رساله آموزشی، درس3، آیت الله سیستانی، فقه برای غرب نشینان برخی اصطلاحات فقهی، سایت آیت الله مکارم:
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=44&lid=0&mid=418262&catid=1 ↑
- . فتاوای مراجع فوتشده در مسئلۀ بقا، از درجۀ اعتبار ساقط است. بقا باید با اجازۀ مرجع زنده باشد. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۷؛ سیدروحالله خمینی، م۱۴؛ استفتائات، ج۱، تقلید، س۵و۷و۱۸و۲۷تا۳۲. ↑
- . سیدعلی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س۷ و تحریر المسائل، م۱۸. ↑
- . توضیحالمسائل، م۱۴؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۱، س۱۵؛ سایت، تقلید، عمل بدون تقلید، س۱و۴و۸. ↑
- . توضیح المسائل جامع، م18. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۴، سیدروحالله خمینی؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، م۳۲ و استفتائات، ج۱، س۴۵. ↑
-
. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر میشود:
مثال اوّل: زن و مردی شخصی را برای خواندن عقد ازدواج وکیل میکنند و مرجع تقلید زن و مرد مذکور، خواندن عقد به فارسی را صحیح نمیداند و مرجع تقلید وکیل صحیح میداند، در این صورت وکیل باید عقد را به عربی بخواند.
مثال دوّم: زنی مردی را وکیل میکند که وی را به عقد خویش در آورد و مرجع تقلید زن، خواندن عقد به فارسی را صحیح میداند و مرجع تقلید مرد، آن را باطل میداند، در این صورت مرد باید عقد را به عربی انجام دهد تا بتواند آثار زوجیّت مانند محرمیّت را در مورد ازدواج مذکور جاری نماید.[*1]
مثال سوّم: اگر موکّل قصد دارد از بانک خصوصی وام بگیرد و مرجع تقلید وی قرض مشروط به کارمزد (مثلاً 4% کارمزد) یا خسارت تأخیر تأدیۀ دین را ربا نمیداند، ولی مرجع تقلید وکیل آن را ربوی میداند، وی نمیتواند چنین وکالتی را قبول نماید، زیرا چنین وکالتی موجب ارتکاب عمل حرام (انعقاد قرض ربوی) است.
مثال چهارم: فردی که قصد دارد منزلش را اجاره به شرط قرض (رهن) بدهد و حسب نظر مرجعش، اجارۀ مشروط به قرض ربا نیست، چنانچه شخصی را برای انعقاد قرارداد وکیل کند که حسب نظر مرجعش، اجارۀ مشروط به قرض ربا است، وکیل نمیتواند اقدام به انعقاد قرارداد مذکور نماید.
مثال پنجم: فردی که سه ماه روزۀ قضا دارد و وصیت میکند که وصی از ثلث مالش برای انجام روزههای قضا، خودش یا دیگری را اجیر نماید، چنانچه مرجع تقلید وصیت کننده در روزه قضای نیابتی، لازم بداند که نائب از اذان صبح نیّت روزه داشته باشد، ولی مرجع تقلید وصی این امر را لازم ندانسته و نیّت روزۀ نیابتی تا قبل از اذان ظهر را کافی بداند، در صورتی که وصی خودش برای انجام روزۀ قضای متوفّی اجیر شود، باید از اذان صبح نیّت نماید و اگر دیگری را اجیر بگیرد، لازم است از وی بخواهد که از اذان صبح نیّت روزه داشته باشد و نیّت را به تأخیر نیاندازد.
مثال ششم: فردی که کفّارۀ غیر عمد روزه به عهده دارد و حسب نظر مرجع تقلیدش برای ادای آن سیر کردن فقیر کافی است (اشباع)، وصیت میکند که وصی از ثلث مالش طعام تهیّه کرده و فقرا را بابت کفّاره سیر نماید، ولی مرجع تقلید وصی آن را کافی ندانسته و برای ادای کفّارۀ غیر عمد، تملیک یک مدّ طعام را به فقیر لازم بداند، در این صورت وصی میتواند به نظر مرجع تقلید وصیت کننده عمل نماید و به سیر کردن فقرا بدون تملیک مدّ طعام به آنان اکتفا نماید[*2].[*3]
*1. یا اگر پدری بخواهد دختر خواندۀ خود را برای پسرش عقد نماید تا پدر با دختر مذکور محرم گردد، در صورتی که مرجع تقلید دختر و پسر خواندن عقد ازدواج را به فارسی صحیح بدانند، ولی مرجع تقلید پدر عقد فارسی را باطل بداند، پدر لازم است عقد را به عربی بخواند و نمی¬تواند به خواندن عقد فارسی اکتفا نماید، زیرا وی نمی¬تواند آثار محرمیّت را در مورد عقدی که به فارسی خوانده جاری نماید.
*2. این حکم در مورد فردی که وکیل شده تا کفّارۀ روزۀ شخص دیگر را ادا نماید نیز جاری است.
*3. حکم فردی که اجیر شده تا نمازهای قضای میّتی را بهجا آورد در مسائل «2151 تا 2153» ذکر می¬شود و نیز، حکم ولیّ میّت (پسر بزرگتر) که بنابر احتیاط واجب باید نمازهای قضای پدرش را بخواند در مسألۀ «1869» بیان خواهد شد. ↑
- سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۴؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، م۲۴. توضیح المسائل جامع، ج1، م22. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، م۵۴؛ ناصر مکارم شیرازی. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۵؛. سیدعلی خامنهای، استفتای خصوصی، استفتای۲۵، کد رهگیری: ۲۵۶۵۲۶۶۰. توضیح المسائل جامع، ج1، م23. ↑
- . به طور مثال در مورد ازدواج دختر باکره بالای 30 سال طبق نظر ایت الله مکارم زیاد سوال می شود. به محض اینکه طرف گفت من بالای 30 سال سن دارم نمی توانیم بگوییم نیاز به اجازه ولی نداری بلکه در صورتی می تواند عقد کند که مرجع طرف مقابل هم اجازه این ازدواج را بدهد. ↑
- . اجوبة الاستفتائات، س۵۶و۵۹و۶۱. سایت آیت الله سیستانی، https://www.sistani.org/persian/qa/01083/ ↑
- . اجوبة الاستفتائات، س۵۶و۵۹و۶۱. ↑
- . سایت آیت الله مکارم: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=46470&mid=259727 ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . رساله آموزشی، درس3. ↑
- . ولایت بر دو قسم است: الف) ولایت تشریعی: یعنی حاکمیت و سرپرستی قانون الهی، مانند ولایت پدر و جد پدری بر کودک نابالغ یا ولایت حاکم اسلامی بر تمام مسائل مربوط به حکومت و اداره ی کشور اسلامی. ب) ولایت تکوینی: یعنی توانایی تصرف کردن در جهان تکوینی (آفرینش) به فرمان و اذن خداوند و قدرت به وجود آوردن حوادث بر خلاف عادت و جریان طبیعی عالم اسباب، مانند شفا دادن بیماران غیر قابل علاج یا زنده کردن مردگان. ↑
- . اجوبة الاستفتائات، س۵۲و۵۳؛ مکارم، استفتائات جدید؛ ج۳، ص۱۹ و سایت، تقلید، حکم و فتوا، س۴. ↑
- . ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۳، ص۱۹ و سایت، تقلید، حکم و فتوا، س۴. ↑
- . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۷؛ ناصر مکارم شیرازی: «مگر اینکه خطایش قطعاً آشکار شود یا طریق وصول به آن خطا باشد و منظور از طریق وصول، موازین حکم یا اجتهاد است»؛ سیدروحالله خمینی؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج۱، س۲۲ و سایت، حکم و فتوا، س۲. ↑
- . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۶؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۷. ↑
- . امام خامنه ای، رساله اموزشی درس3. ↑
- . سیدعلی خامنهای، استفتای خصوصی، کد رهگیری: ۹۳۲۲۱۸۴۱. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج1، م21؛ ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، راههای دستیابی به فتوای مجتهد، س۳. ↑
- . سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، کتاب امربهمعروف، القول فی شرایط وجوبهما، م۳. سایت ادمین امام خامنه ای، سوالات سامانه جامع امر به معروف و نهی از منکر سوال شماره 827624. ↑
- . امام خامنه ای، رساله آموزشی، ج1، درس 57. ↑
- . توضیح المسائل جامع، ج2، م391. ↑
- . استفتای کتبی خصوصی. ↑
- . سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، کتاب امربهمعروف، القول فی شرائط وجوبهما، م۳. سایت ادمین امام خامنه ای، سوالات سامانه جامع امر به معروف و نهی از منکر سوال شماره 827624. ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، لزوم فراگیری احکام، س۲؛ سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، امربهمعروف و نهیازمنکر، القول فی شرائطها، الرابع. توضیح المسائل جامع، ج2، م390. ↑
- . برای مثال، وقتی فردی اطلاع ندارد لباسش نجس است و با لباس مذکور نماز میخواند یا فردی میداند باید رو به قبله نماز بخواند، اما اشتباهاً بهسمتی نماز میخواند که قبله نیست، بر دیگری که از این امر مطلع است، لازم نیست وی را آگاه کند. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۱۳؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۵۸؛ سیدروحالله خمینی: «و همچنین است اگر مجتهد در نقل فتوا خطا کند»؛ سیدروحالله خمینی، تحریر الوسیله: «باید به هرکسی که از او یاد گرفته است، اطلاع دهد»، ج۱، تقلید، م۳۰؛ منهاج الصالحین، سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۷؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۴۸و۵۸، سیدعلی سیستانی: «و همچنین است اگر مجتهد در نقل فتوا خطا کند.» ↑
- . ناصر مکارم شیرازی، سایت، راههای دستیابی به فتوای مرجع، س۱. ↑
- . ناصر مکارم شیرازی، سایت، تقلید، لزوم فراگیری احکام، س۴. ↑
- . توضیحالمسائل مراجع، م۱۳؛ عروة الوثقی، ج۱، تقلید، م۴۸و۵۸؛ سیدروحالله خمینی: «و همچنین است اگر مجتهد در نقل فتوا خطا کند» (تحریر الوسیله، ج۱، تقلید، م۳۰)؛ اجوبة الاستفتائات، س۲۸ و تحریر المسائل، م۳۲. توضیحالمسائل جامع، م17، منهاج الصالحین، ج۱، تقلید، م۲۷؛ آیتاللهمکارم: توضیحالمسائل، م۱۵ ↑
- . استفتاء کتبی، آبان 1402. ↑
- . استفتاء کتبی ارسالی سایت معظم له، استفتاء (ج 384/ 5) کد 1553586. ↑